عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1026
نویسنده : avayehonarmandan

سفری از خواستن تا یافتن
دکتر داریوش دهقان
www.dariushdehghan.com

خواستاران موفقیت درهرزمینه ای آنگاه موفق شناخته می شوند که بتوانند با کارو کوشش وضع موجودشان را به وضع مطلوب تبدیل کنند. ازآنجا که می دانیم وضع موجود دراثر تفکر ات ، شرایط ، رفتارها و کردارهای فعلی ایجاد شده است ، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که ادامه همین تفکرات، شرایط ، رفتارها و کردارها بتواند وضع مطلوب را بوجود آورد. بنا چار تغییر همه یا بعضی ازآنها را ضروری می یابیم. مثالی ساده این موضوع را روشن ترمی کند. فرض کنید شما اکنون وزنتان هشتاد کیلو است (وضع موجود) و می خواهید آنرا به شصت کیلو برسانید (وضع مطلوب). بی تردید نا گزیرید که ابتدا تصویر ذهنی خود را در مورد نیرو، سلامت، و تناسب اندام و سپس سبک زندگی، برنامه غذایی، و میزان فعالیت های بدنی خویش را تغییربدهید تا به نتیجه دلخواهتان برسید.
بسیاری از مردم درراه پیروزی گام برنمی دارند چون نمی خواهند وضع نسبتا ثابت موجود را که برایشان راحت وآشنا ست با وضع مطلوب ولی نا آشنایی که متضمن تغییر می باشد عوض کنند. اما افراد پیروزی خواه، ازتغیراستقبال کرده و تغییردهنده نیزمی شوند. آنها می دانند که تغییر دادن آگاهانه همه یا بعضی ازعواملی که اوضاع و احوال فعلی را بوجود آورده اند در مواردی، وایجاد بینش، نگرش، محیط ، عوامل و شرایط جدید درموارد دیگر، جزء ضرورت های موفقیت می باشد. روشن است که هرچه موفقیتی بزرگترباشد تغییرات بیشتری را می طلبد.
می توان جریان پویای ازخواستن تا دست یافتن را به سفرتغییر دهنده و رشد افزایی تشبیه کرد و
شرایط عمومی آن و ویژگی های مسافرومقصدش را بررسی نمود، تا آنها هم که تغییررا نمی
خواهند و یا به دلائلی توانایی های خود را ندیده می گیرند، آگاهی وانگیزه بیشتری برای آغازسفر پیروزی خود پیدا کنند. واژه های بکار رفته در این تشبیه بصورت زیر تعریف می شوند:
مبداء = وضع موجود
مقصد = وضع مطلوب ( آرزو، هدف)
مسافر = فردی پایداربا آرزویی شعله ور
باروبنه = دانش، اراده، تعهد و تمرکز
خودرو = امید، اعتماد بنفس و پشتکار
راه = نقشه و برنامه پیروزی
تابلو راهنما = دانش وتجربه پیشروان
سوخت = تجسم پیروزی وامتیازاتش
همانطور که برای شروع هر سفر ارزشمندی پیش بینی ها و وسایلی لازمست، برای آغاز وادامه این جریان آگاهانه یا سفررشد افزای پیروزی نیز پیش نیازها وتدارکاتی ضروریست
که غفلت ازآنها مانع رسیدن به وضع مطلوب می شود. برجسته ترین و ضروری ترین پیش نیازمسافر پیروزی که مقصد اورا تشکیل می دهد، داشتن آرزویی شعله ورو این باورمی باشد
که تا به این آرزو نرسد آرامش نخواهد یافت. این خواست که برای خواستارو انسان های مورد نظرش سودبخش است، باید چنان قوی باشد که اهمیت و ضرورت یک نیاز را دارا شود. این آرزو باید چنان سراسرذهن مسافررا فرا گیرد که اولین چیزی باشد که با آن ازخواب برمی خیزد و آخرین چیزی که با آن به خواب می رود. آرزویی با این ویژگی ها پیوسته مسافررا به جانب خود می خواند و وادارش می کند تا درهرجا وهر فرصتی در موردش جستجو کرده و اطلاعات تازه ای بدست آورد. هرکس وهرچیز که ازاین مقصد آگاهی و نشانی داشته باشد کنجکاوی وبررسی مسافررا جلب می کند. کاربرد واثر چنین آرزو یا مقصدی آن قدرمهم است که فقدانش بیش از نود و نه در صد پیروزی خواهان را از ترس مانع و مشکل، ازمیدان بدر می کند. تنها آرزومندانی که چنین مقصدی دارند، بی تردید وتزلزل بطرف آن پیش می تازند واز مانع و دشواریها نمی هراسند.
مسافر پیروزی انسانی است با آرزویی شعله ورواراده ای استوار که خود را شایسته و سزاوار وضعی برترمی داند و به خواسته خود قدرت نیاز بخشیده است. او فرد هدفداروجسوریست که می خواهد خود را از اسارت وضع موجود برها ند و به وجاهت وضع مطلوب برساند.
باروبنه این مسافر ماجراجو دانش و اطلاعات مربوط به آرزو، اراده قوی، تعهد به ادامه راه، و نیروی متمرکز برای رسیدن به مقصد و مقصودش می باشد.
خودرو این مسافر ازامید رسیدن به آرزو، اعتماد بخود، و پشتکار ساخته شده است. یکی از مهارتهای چشمگیر مسافر پیروزی در هدایت این خودرو اینست که تنها برجاده پیروزی و تابلوهای آن تمرکز داشته و تا رسیدن به مقصد به راه دیگری منحرف نمی شود. او دانشجویانه و سپاس گزارانه از دیگران یاری و اطلاعات می گیرد اما فرمان وسیله نقلیه اش را به هیچکس نمی سپارد. راننده این خودرو جستجوی لازم کرده و برای رویارویی با دست اندازها و باد و باران ها و موانع و مشکلاتی که در سرراهش پیدا میشوند آمادگی دارد.
جاده و راه مسافر پیروزی، نقشه و برنامه ای است که پس از تبدیل کردن آرزو به هدف، برای خود ساخته و آنرا دنبال می کند. این نقشه و برنامه که ریز اقدامات انجام دادنی هر سال، ماه، هفته و روز را نشان می دهد، مسیردقیق سفرو برنامه هر روزه اش را مشخص می سازد.
این مسافرخستگی ناپذیر بفراست دریافته که اگر صاحب عمری چند برابرمعمول هم بشود، همه چیزرا خود نمی تواند تجربه کند، بنابراین نوشته ها و یافته های افراد پیروزو پیشرو را بدقت خوانده و دانش و تجربیات آنان را تابلوی راهنمای سفرش قرارداده است.
او آموخته که رسیدن به پیروزی ارزشمند مستلزم تلاش برتر و عبورازموانع و مشکلات است. مسافرپیروزی یقین دارد که تجربه و رشد دراثررویارویی با مشکلات وحل آنها حاصل می شود. خوانده است و بیاد می آورد که همه داستا نهای هیجان انگیز موفقیت، شرح غلبه انسان ها بر دشواریهاست. بنابراین می داند که اگر هدفی بدون مشکل و تلاش میسر شود، ارزش عنوان پیروزی نداشته و داستانی برای گفتن ندارد.
او با خود عهد کرده که شاخص باشد و ممتازعمل کند. بنابراین هرکاری را چنان انجام می دهد که انگار همه پیروزیش به آن وابسته است. بازتاب تمرکز قلب و روح، هوش و سلیقه، و دانش
و مهارتش درهر کار کوچک و بزرگی که انجام می دهد، دیده می شود. حتی یکروزهم نمی گذرد که برای نزدیکتر شدن به هدفش فکر و کاری نکند. او عادت کرده که قبل از شروع هرعملی از خود بپرسد آیا این عمل مرا به هدفم نزدیکتر می کند یا نه و اگر جواب مثبت بود انجامش دهد. مسافر پیروزی می داند که وسیله نقلیه یا خودروش تنها زما نی به گل نشسته و از کارمی افتد که او امید واعتماد بنفس خود را از دست بدهد و تلاشش را متوقف سازد. اهمیت و عظمت این خورو برای او روشن شده و دریافته که در سراسر راه به آن نیازمند ست، بنابراین درهیچ شرایطی آن را رها نمی کند.
او می داند که همانطور که خودش برای زیستن به آب و غذا نیاز دارد، خودروی پیروزیش نیز سوخت می خواهد تا پیش رود. بنابراین تمام امتیازات معنوی و مادی وضع مطلوب را بصورت فهرستی برجسته می نویسد و درهرجا ی جالب خانه و محل کار نصب می کند تا تماشاگه
دید گانش شده و نیروی حرکت بجانب مقصودش را دو چندان کند. ازوضع مطلوب منظری محبوب می سازد و آنرا در پرجلوه ترین جایگاه ذهن خود قرارمی دهد تا آنی از خاطرش محو نشود. او زیباترین نقش وخواستنی ترین صحنه را از سکوی پیروزی ترسیم می کند و خود را برفرازآن می نشاند تا شکوه دست یابی به هدف، آتش اشتیاقش را پیوسته شعله ورتر ساخته و
خود رو پیروزیش را با شتابی هرچه بیشتربه طرف آن پیش براند.
آری این مسافر، مسافر پیروزی است. او مقصد را برگزیده، مسیررا مشخص نموده، وآماده ومجهز به حرکت درآمده تا هستی خود را بشکل دلخواهش تغییردهد.
dariushd2@yahoo.com

برای اطلاعات بیشتر به کتاب " بسوی امروزی روشن و فردایی درخشان" نوشته همين نويسنده مراجعه فرماييد.


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1065
نویسنده : avayehonarmandan
ه
زندگی، نمایشی از نگرش‌ها
داریوش دهقان

نگرش‌های ما پیوسته در همه جا و در هر موردی بر احساس و کنش‌ها و واکنش‌های ما اثری شگرف می‌گذارند. این نگرش‌های مثبت یا منفی که از دوران کودکی در اثر هزاران رویداد و پیام‌های مکرر و عوامل دیگر در ذهن ما معنا یافته، تقویت شده، و شکل گرفته‌اند لحظه‌ای ما را رها نمی‌سازند.
آن‌ها تعیین می‌کنند که با محیط اطرافمان و آنچه در آن است چگونه برخورد کنیم، دنیا را چگونه ببینیم، از دیگران چه انتظاراتی داشته باشیم، و با مردم چگونه رفتار کنیم. نگرش‌ها تعیین می‌کنند که ما باید چگونه باشیم و دیگران و دنیا باید چگونه باشند. زیربنای تفکرات، فرض‌ها، احساسات، و رفتارهای ما نگرش‌هایمان هستند. آن‌ها نه تنها در چگونگی رفتار ما با دیگران مؤثرند بلکه بر تصوراتی نظیر این‌که دیگران در مورد ما چگونه می‌اندیشند، و یا حدود توانائی و ناتوانی ما چقدر است، نفوذ دارند. نگرش‌ها چنان بر همه جنبه‌های مختلف زندگی ما اثر می‌گذارند که می‌توان گفت زندگی ما نمایشی از نگرش‌هایمان است.
می‌دانیم که نگرش‌ها در اثر عوامل متعددی از جمله ژن‌های به ارث برده شده، محیط زندگی فرد مخصوصاً در دوران کودکی، آموزش، وضع جسمی و ظاهری فرد، نظر گروه همگن، تصویری که او در ذهن از خود ساخته، پذیرفته و تأیید شدن یا نشدن به‌وسیله آن‌ها که برای فرد مهم هستند، و میزان موفقیت‌های او تشکیل می‌شوند. توجه به این عوامل نشان می‌دهد که محیط زندگی بیشتری اثر را در شکل‌گیری نگرش‌ها دارد.
از طرف دیگر آگاهیم که هزاران رویداد و پیام‌های متعدد و مکرر محیط، همیشه درست، دقیق، آگاهانه و بی‌غرضانه نیستند. بنابراین فرد باید در مقطعی از زندگی رویدادها و پیام‌های گذشته را ارزشیابی کرده و تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد اختیار زندگی خود را به نگرش‌های منفی ناخواسته بسپارد یا آن‌ها را تغییر داده و در کنترل خویش در آورد. حقیقت این است که همه ما چه بخواهیم چه نخواهیم با روزهای سخت، دردهای روحی، و جسمی، نامهربانی و بی‌عدالتی روبه‌رو می‌شویم. می‌دانیم که در بسیاری از موارد نمی‌توانیم عوامل خارجی را کنترل کرده و یا تعدیل کنیم. اما کنترل ذهن ما در اختیار ماست. این ما هستیم که برمی‌گزینیم که چگونه به رویدادها پاسخ دهیم. می‌توانیم تمرکز خود را به حل مسئله معطوف کنیم یا به‌جای این‌کار، مسئله را چنان بزرگ کنیم که خود را در گشایش آن ناتوان بیابیم. گزینش پاسخ، با ماست.
وقتی‌که ما با واقعه‌ای روبه‌رو می‌شویم، بلافاصله یک فکر آنی برای پاسخ به آن واقعه در ذهنمان پدیدار می‌شود که ریشه در نگرش‌هایمان دارد.
این فکر آنی منجر به پیدایش احساس خاصی شده و این احساس به‌نوبه خود ممکن است ما را به بروز رفتاری وادار کند. بسیاری از روان‌شناسان معتقدند که وقتی واقعه‌ای برایمان پیش می‌آید، خود واقعه ذهن ما را آشفته نمی‌کند بلکه تعبیر و تفسیر و داوری ما از واقعه است که موجب نشان دادن واکنش خاصی می‌شود. این نگرش ماست که در تعبیر و تفسیر آن واقعه، موضوع و یا تجربه نقشی اساسی دارد.
درستی این اعتقاد را همه ما در شرایط مختلف آزموده‌ایم. مثلاً فرض کنید از دور گروهی از دوستان را می‌بینیم و به طرف آن‌ها می‌رویم. آن‌ها با دیدن ما شروع به خندیدن می‌کنند و ما چون از آن‌ها دوریم دقیقاً دلیل خنده آن‌ها را نمی‌دانیم. اگر به‌خود اعتماد فراوان داشته باشیم، ممکن است فکر کنیم دیدارمان دوستان را شاد کرده و از خوشحالی، خنده سر داده‌اند. اگر تجربیات و پیام‌های مکرر گذشته، ما را معتقد ساخته که اغلب مورد تمسخر گروه همگن قرار می‌گیریم و اعتماد به‌نفسمان کم است، ممکن است این خنده را نیز ناشی از تمسخر بدانیم.
در اصل فرقی ندارد که دلیل خندیدن چه بوده است، این تفسیر ما از خندیدن است که موجب این پندار می‌شود. براساس این پندار احساس خوشی یا ناخوشی به ما دست می‌دهد و این احساس می‌تواند سبب رفتاری شود..
در مورد اول ممکن است قبل از رسیدن به دوستان، ما نیز خندان دست‌هایمان را برای به آغوش کشیدن آن‌ها که پنداشته‌ایم از دیدنمان شاد شده‌اند، بگشائیم. در مورد دوم امکان دارد معترض و خشم‌آلود به طرف کسی که صدای خنده‌اش از همه بلندتر بوده یورش بریم. تنها پس از واکنش ما و توضیح آنان، معلوم می‌شود که دلیل خنده همگانی، دیدن ما و به یادآوری لطیفه خنده‌داری بوده است که در آخرین دیدار برای دوستان نقل کرده‌ایم. همه ما این‌گونه تجربه‌ها را داشته‌ایم.
این مثال چند چیز را روشن می‌کند:
1- احساسی که داریم و رفتاری که نشان می‌دهیم ناشی از طرز تفکر و تفسیر ما از وقایع است.
2- تعبیر و تفسیر ما از آن‌چه اتفاق می‌افتد همیشه درست و دقیق نیست.
3- اگر افکارمان تغییر کند تعبیر و تفسیر ما از وقایع نیز تغییر خواهد کرد.
4- افکارمان وقتی تغییر خواهد کرد که نگرش‌هایمان را تغییر دهیم..
تغییر نگرش امکان‌پذیر و چنان امیدبخش و تواناکننده است که فیلسوف و روان‌شناس بزرگ ویلیام جیمز، آن را بزرگ‌ترین کشف نسل خود می‌داند. او می‌گوید: ”بزرگ‌ترین کشف نسل من این است که انسان می‌تواند با تغییر نگرش ذهنی خود جنبه‌های بیرونی زندگی‌اش را تغییر دهد.“
با توجه به این‌که همه از همنشینی با افراد شاد و دارای نگرش مثبت لذت می‌بریم، و با در نظر گرفتن این‌که می‌دانیم تغییر نگرش، زندگی‌مان را تغییر می‌دهد، مصمم می‌شویم که نگرش‌های منفی خود را تغییر دهیم.
اکنون پرسش این است که چگونه می‌شود نگرش‌ها را تغییر داد. نگاهی دوباره به عوامل تشکیل‌دهنده نگرش‌ها نشان می‌دهد که تغییر آن‌ها کاری تدریجی و مستلزم تمرکز و تمرین است. اولین و مهم‌ترین قدم برای تغییر دادن نگرش، شناخت خویشتن است. برای شناخت خود باید به مشاهده رفتارهای خویش بپردازید، و از نزدیکان که رفتارهای شما را بیشتر می‌بینند بخواهید که مشاهده‌های خود را بی‌کم و کاست برایتان بازگو کنند. لازم است مشخص کنید که چه نگرش‌هائی برای شما مشکل فکری، احساسی، و یا رفتاری ایجاد می‌کنند. می‌بایست به زبانی که با دیگران صحبت می‌کنید، گوش فرا دهید. صدایتان چه تنی دارد؟ چه کلماتی را به‌کار می‌گیرید؟ مخصوصاً به آنچه به‌خود می‌گوئید توجه کنید زیرا این گفتار خصوصی بیشترین نفوذ را بر شما دارد. همیشه می‌توان می‌توان گفتار شوق‌انگیز و یا افسرده کننده داشت. شما قدرت گزینش هر کدام را که بخواهید دارید. آگاهانه واژه‌ها و عبارت‌های یأس‌آمیز و حاکی از درماندگی را از گنجینه لغات خود بیرون کنید.
نوع نگرانی‌های خود را بنویسید و بدترین شکلی را که می‌توانند داشته باشند، تصور کنید تا بدانید که هیچ پیشامدی همه هستی شما را نابود نمی‌کند، هیچ‌یک از مشکلات‌تان همیشگی نیست، و هیچ دردی را مخصوصاً برای شما نیافریده‌اند. عوامل و اعتقادات مانع‌ساز را، یکی‌یکی کنار گذاشته و به‌جای آن‌ها عوامل و اعتقادات کارساز را به‌کار گیرید. قالب‌ها و الگوهای فکری ناکارآمدی که شما را به منفی‌نگری می‌کشانند مشخص کرده و بشکنید، و ارزش‌ها، پندارها و تمایلاتی که انگیزه رفتارهایتان هستند و آن‌ها را در گزینش‌ها و عدم گزینش‌ها به‌کار می‌گیرید، مشخص کنید تا خود را بیشتر بشناسید. شناسائی خود و مشکلات‌تان، هدف تغییر را معین می‌کند. پس از داشتن این هدف، برای تغییرات لازم نقشه و برنامه‌ای تهیه کنید و آن را مثل هر برنامه ارزشمند دیگری هفته‌ها و ماه‌ها پیگیری کنید.
به یاد داشته باشید که نگرش‌ها در زمانی طولانی و با پیام‌های مکرر شکل گرفته‌اند، بنابراین انتظار تغییر ناگهانی آن‌ها را نداشته باشید. باید قدم‌های کوتاه بردارید و هر تغییر کوچکی را که ایجاد می‌کنید، موفقیت بزرگی محسوب نمائید، زیرا مجموعه این تغییرات کوچک، نگرش‌های مثبت شما را بیشتر کرده، طبیعت حقیقی شما را نمایان‌تر ساخته، و سرانجام نمایشی زیباتر و پربارتر از زندگی ارزشمندتان ارائه می‌دهند.

 


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1011
نویسنده : avayehonarmandan

چه پيامي براي فرزندانمان داريم؟
داریوش دهقان
www.dariushdehghan.com

هيچكس در عشق پدران و مادران به فرزندانشان شك و ترديدي ندارد. عشق آنها طبيعي ترين و بي آلايش ترين عشق هاست و موضوع بسياري از داستانهاي زيبا و فيلم هاي گيرا. اما آيا همه پدران و مادران در بيان عشق خود ورساندن پيام خويش توانايي لازم را دارند؟
پاسخ انبوهي از جوانان و بسياري از مشاوران مدرسه و خانواده به اين پرسش منفي است. علت اين پاسخ منفي بيشتر در دانش و گاهي درروش پدرو مادران است. والدين اغلب فكر مي كنند كه علاقه ايشان به فرزندانشان كافي است تا پيام هاي نهفته شان بوسيله جوانان دريافت شود. چنين چيزي گرچه ايده ال است ، بندرت اتفاق مي افتد.
پيام بايد بطور كامل رسانده شود تا اميد اثري باشد. اگر پذيرفته شود كه رساندن پيام كامل ضروري است، بايد ديد كه محتواي پيام چه بايد باشد. پدر و مادران چه مي خواهند به فرزندانشان بگويند؟
جواب اين پرسش پيچيده نيست. مجموعه تجربياتي كه در اثرگذشت زمان بدست آمده تصويري از خوب و بدهاي زندگي درذهن پدر و مادران ايجاد كرده است. آنها مي خواهند كه فرزندانشان اين خوب و بدها را هر چه زودتربياموزند تا تجربيات تلخ زندگي را تكرار نكنند. ياد گرفتني هاي با ارزش را ياد بگيرند و انجام دادني هاي سودبخش را انجام دهند تا سلامت مانده و براي خود و ديگران مفيد واقع شوند. خلاصه تر اينكه بزرگسالان سعي بسيار دارند كه جوانانشان با رمزو رازهاي موفقيت آشنا شوند.
حال بايد دانست كه رمزو رازهاي موفقيت چيستند؟ بعبارت ديگر بايد ديد كه انسان پيروزداراي
چه ويژگي هايي است ، تا اگر پدر و مادران نشانه اي ازآنها را در جوانانشان ديدند پرورش دهند و اگر نديدند با پيام ها و همكاري مربيان ومشاوران ايجادشان كنند.
اكنون سعي كنيد این ويژگي ها را مجسم كنيد. براي يافتن ويژگي ها مي توانيد به زندگي عملي و واقعي خودتان بنگريد و معدودي از عمده ترين كسان يا چيزهايي را كه در طول زندگييتان مهم ترين نقش ها را داشته و دارند بياد آوريد. شايد نياز به جستجوي زيادي نباشد كه در يابيد انسان مهم ترين نقش ها را در زندگي شما دارد. چرا كه بوسيله دو انسان پا به عرصه وجود گذاشته ايد، با مهرو توجه آنها و دكترها ، و پرستارها زنده مانده ايد، به كمك ايشان و معلمان و دبيران واستادان آموخته و فرهيخته شده ايد، از كارگران ومهندسان ساختماني و شهرداري براي داشتن سر پناه و بهداشت سود برده ايد . هنگام استفاده كردن ازهوا پيما، كشتي، ترن، تلفن، تلويزيون، تاكسي، كامپيوتر، واتوبوس ازكارو كوشش و ابداعات هزاران انساني بهره مي بريد كه قرن ها پيش آتش، آهن، چرخ، جاده، قوانين اجتماعي و مقدمات وسايل آسايش بخش امروزتان را كشف
و فراهم نموده اند. تازه وقتي هم كه بزرگ و قهرمان و يا هنرمند بسيار مشهوري مي شويد و يا مقام اجتماعي مهمي پيدا مي كنيد كه نظيرتان كم پيدا مي شود ، نيازمند آن هستيد كه انسانها شما را تشويق كرده و شكوهتان را تاييد كنند. با اين مقدمه وكمي تجسم مي پذيريد كه ويژگي اول انسان پيروزآگاهي داشتن ازعظمت واهميت انسان ها و پذيرفتن وابستگي شديد و اجتناب ناپذير آنها به يكديگر مي باشد. *1
به مجرد قبول ويژگي اول ويژگي دوم ظهور مي كند. زيرا به خود مي گوييد اگر انسان (پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزند، سارا، دارا) ازاول تا پايان حيات در زندگيم نقشي سازنده، پايان نيافتني وانكار ناپذير دارد، ومي بينم كه همه اسباب راحتي و آسايشم بوسيله او بوجود آمده، چه كار كنم تا بتوانم در گروه او پذيرفته شوم و با اومسالمت آميزانه و همكارانه زيست كنم؟ بنابراين دارا بودن مهارتهاي زيستن با انسان ها را ويژگي دوم انسان پيروز مي دانيد. سالم نگهداشتن جسم وروان، قدرداني وسپاسگزاري، نگهداري پيمان، و آنچه آداب معاشرت خوانده مي شود جزء اين ويژگي مي شود و بحق مهارتهاي زيستن با انسان، از مهارتهاي تخصصي برتري مي يابد.
به رويدادهاي غم انگيز زندگي روزانه خود و اطرافيان مي نگريد و فقدان جمعي از آنهايي را كه سخت گرامي ميداشته ايد مثل مادر بزرگ ها وپدربزرگ ها، احتمالا پدرها و مادر ها، معلمان و راهنمايان، پهلوانان و قهرمانان و الگوهاي دوران كودكي كه اكنون در گذشته اند، رنج و درستان مي دهد. مرگ آنها، حقيقت محدود بودن و كوتاهي عمررا بر شما آشكار ترمي كند. درمي يابيد كه حتي اگر دعاي مادر بزرگتان هم مستجاب شود و صدوبيست ساله بشويد بازهم وقتتان در دنيا كم است و عمرتان در برابر گذشت زمان و تاريخ چون جرقه اي بيش نيست. بنابراين دانستن ارزش وقت واستفاده شايسته از آن براي رشد خويش، خدمت به مردم ، ورضايت دروني را ويژگي سوم انسان پيروز بشمار مي آوريد.
در جريان زندگي روزانه و مقايسه انسان ها، متوجه مي شويد گروهي ازآنها بسيارخوشرو و شاد عمل مي كنند، كارشان را دوست دارند و هر روزبر ميزان مهارت حرفه اي خويش مي افزايند، نو آورو مبتكر مي شوند و در طول ساعات كاري، آثار خستگي از خود نشان نمي دهند. در حاليكه جمع كثيري برخلااف اين گروه رفتار مي كنند. كاوش بيشتر نشان مي دهد كه گروه اول به كار خود علاقه داشته و در آن صاحب استعداد هستند. حسن رابطه، رفتار انساني، ثمر بخشي اجتماعي، رضايت فردي آنها از يك طرف و خشنودي مراجعان اين گروه از طرف ديگر شما را متقاعد مي كند كه شناختن و پرورش دادن استعدادها و علايق خويش براي ايجاد خشنودي فردي و خدمت موثر به مردم ويژگي چهارم انسان پيروز مي باشد.
چون به فرداهاي خود مي انديشيد در مي يابيد كه يكي از عمده ترين رقم زنندگان زندگي انسان اميد و آرزوي او مي باشد. زيرا درهمه دوران حيات با اوست، شادش مي كند، به تلاشش وامي دارد، رشدش مي دهد، و بارورش مي سازد. اما مي دانيد كه اميد و آرزو بصورت آرزو و رويايي دست نيافتني باقي مي ماند اگر به هدف وعمل وبرنامه سالانه، ماهانه، هفتگي و روزانه تبديل نشود. بنابراين بكار گيري روش هاي درست هدف سازي و دست يابي به هدف ها براي پيشبرد خود و جامعه انساني را پنجمين ويژگي انسان پيروز قلمداد ميكنيد.

اين پنج ويژگي اصلي و جاودانه را بخاطر بسپاريد و به كمك مشاوران و معلمان آنها را هرچه زودتردرفرزندانتان ايجاد و تقويت كنيد. اطمينان داشته باشيد كه پيام هايي ازاين قبيل مسير درست زندگي را به فرزندان شما مي نماياند و تلاشهاي صميمانه تان را به ثمر مي رساند. بسياري از كتاب هاي تربيتي مي توانند به شما در انتخاب و رساندن پيام مناسب ياري دهند. اگر در رساندن اين گونه پيام ها با مربيان و مشاوران همكاري كنيد، نتيجه بهتري خواهيد گرفت. مهم اينست كه پيامهاي فرستاده شده از خانواده با فعاليت ها و پيامهاي مدرسه مطابقت داشته باشند.
dariush@dariushdeh


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1083
نویسنده : avayehonarmandan

رترین مهارت دنیا، زیستن با دیگران
داریوش دهقان
www.dariushdehghan.com

ميدانيم كه هستي، بقا و يادگيري هاي همه ما از انسان است و آگاهيم كه آنچه سبب آسايش و راحتيمان مي شود در طول قرن ها به وسيله او ساخته و يا تكميل شده است. كودكي كه دامان مادرش، انسانی که مصاحبت دوستش و عاشقي كه وصال معشوقش را مي جويد به شما خواهند گفت كه نه تنها خدمات و ساخته هاي انسان ارزنده و آسایش آفرینند، بلكه حضورمحض او نيز درموارد بسیاری آرامش بخش و دلپذبر می باشد. بنا براين اولین راز پيروزي اینست که از عظمت انسانها و وابستگي شديد آنها نسبت بيكديگر آگاه شویم و ایشان را محور فعاليت هاي خود قرار دهیم.
پذيرش اين حقيقت تغيير ناپذير و بزرگترین راز جاودانه پيروزي، فرد را به انديشه واميدارد و از خود مي پرسد كه اگر انسان (پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزند، کورش، ماندانا، ساسان، پروین) ازنخستین دم حیات تا آخرين لحظه های زندگی نگهبان ، حامي ، مربي ، دوست ، همكار، همراز, محبوب و محور فعاليت هاي منست، من چه آمادگي ها ، يادگيري ها، و مهارت هايي بايد بدست آورم تا بوسيله او پذيرفته شده، با او رابطه احترام آميز وصميمانه برقرار كرده وهمكاري سازنده داشته باشم. كسي كه پاسخ درست اين پرسش را بيابد، و براساس آن عمل كند افسرده نمي شود، تنها نمي ماند، و درهاي سلامت و آرامش وپیشرفت را بروي خود می گشاید. براي اثبات اين ادعا كا فيست كه ارتباطات روزانه مردم را باز نگري كنيد.
شادترین لحظات و دل انگیزترین ساعات عمر انسان را انسانهای دیگرمی آفرینند و متاسفانه هم آنها می توانند اندوه و درد و رنجش را سبب شوند. كمتر كسي است كه از در و ديوار وميز و صندلي و ديگر اشياء اطرافش آسيب ديده و آزرده خاطر باشد. اگرآزردگی و آسیبی هم باشد ازسازندگان آنهاست. رفتار ناخوشايند بعضي ازمردمان با يكديگر بيشتر از همه چيز درد آور و رنج دهنده مي باشد. همه بنوعی قهر و پرخاشگري در خانوادها، پیمان شکنی دوستان, بي انصافي كسبه با مشتريان، حسادت همكاران نسبت به يكديگر، ودست بسر كردن مراجعان دراداره ها را تجربه کرده یا از آنها با خبرند. داستان هاي غم انگيز روزنامه ها، گله هاي منعكس شده در مجله ها، دعواهاي ثبت شده در دادگاهها، همه گواهی روشن براين مدعا مي باشند. حال آنکه اصل اجتماعی بودن انسان, انزجاراو از درد ورنج, و آرزوی دیرپایش برای دستیابی به سلامت روح و روان و شاد و پیروز زیستن, ایجاب می کند که با دیگر انسانها روابطی مطلوب داشته باشد. علاوه براین همه انسان های موفق معترفند که پیروزیشان تنها دراجتماع و دررابطه با دیگرانسانها شکل گرفته ومعنادار شده است. بنا براين دانستن و بکاربستن مهارت زیستن سازنده با دیگران دومین راز پیروزی است.
مهارت زیستن سازنده با دیگران بی تردید مهارتی برترازهمه مهارتهاست. بارها شنیده اید که گفته اند " اگرشیشه عمرم هم در دست این دکتر بداخلاق باشد, باردیگربه او مراجعه نخواهم کرد". " مردم حنظل را ازدست خوشخویان آسان ترمی خورند تا شیرینی ازدست ترشرویان".
روابط هر انسان با دیگرانسانها تارو پود هستی اجتماعیش را می سازند. بنابراین تردیدی نیست که سلامت روابط عمومی جامعه و آرامش و آسایش فرد در گرو دانستن و بکار گرفتن مهارت زیستن با انسانهاست. هرچه بيشتر از نيت ها، حالت ها، احساسات، انگيزه ها، و افكار مردمان آگاه شده و با آنها همكاري و همراهي كنيد بر غناي روابط ، شمار دوستان و پیروزي و شادي خود مي افزاييد ومحیطی صمیمانه تر برای آنها ایجاد می کنید. راستی انسانها از یکدیگر چه می خواهند؟
بطورکلی انسانها می خواهند که مورد توجه وپسند دیگران واقع شده و از خدمات و یا ساخته های آنها قدردانی شود. بعضی از روانشناسان معتقدند که تقریبا پنجاه درصد از رفتارهای غیر غریزی انسان برای اینست که توجه دیگران را جلب کرده و مورد تاییدشان قرارگیرد و پنجاه در صد دیگر رفتارهایش بدین منظورست که از طرد گردیدن, یا پس زده شدن به وسیله دیگران جلوگیری به عمل آورد. در زندگی روزمره بسیار دیده می شود که مردم خوش رویانه به انسان قابل اعتماد نزدیک می شوند و بی صبرانه پیمان شکنان و دورویان را از خود می رانند.
از داستانها و نوشته ها ی مختلف روشن است که بشر از دیر یاز ارزش این مهارتها و اهمیت انتقالشان را به نسل های بعد می دانسته است. بعضی ازاین مهارتها بقرار زیرند:
- هر عمل و اقدامی که موجب زنده و سالم ماندن و قوی و برازنده شدن فرد شود
- هر مهارت کلامی و غیرکلامی که انتقال پیام و رسانگری را موثر و مطبوع کند
- هر اقدام و عملی که موجب پیراستگی و آراستگی متداول و ظاهری فرد شود
- هر رفتارو گفتاری که سپاس و قدردانی فرد را به کسانی که باو نیکی می کنند برساند
- هرحرکت و عملی که نشان دهنده قابل اعتماد بودن, نگهداری پیمان ووفای به عهد باشد
- هر آمادگی و تدبیری که نشان دهنده دانستن ارزش وقت گرانقیمت خود و دیگران باشد
- هر عمل و اقدامی که مبین ایستادگی و پابرجایی فرد در اعتقاداتش باشد
- هر رفتار و کرداری که دلیل بر شناسایی و احترام به حقوق دیگران است
- هر دانش و روشی که فرد برای مشاوره و کمک کردن به دیگران بکار می گیرد
- هر رفتار و کردار و گفتاری که فرد با بکارگیری آنها خطا های دیگران را می بخشاید
- هر کردار و گفتاری که فرد با آنها خوشرویانه احترامش را به انسانها بیان می کند
- هررفتار و عمل و گفتاری که همدلی و پشتیبانی فرد را از دیگران نشان می دهد
- هر کردار ورفتاری که ازمهربانی, تواضع و ادب فرد نسبت به دیگران حکایت می کند

اصل قرار دادن وهمگانی ساختن این مهارتها از طریق آموزش درخانه , مدرسه واجتماع , حتی ازنظر افرادی که متخصص تعلیم و تربیت نیستند, ضرورتی کاملا مشهود است. جامعه آرامش جوی ما آغوش خود ودرهای پیروزیش را برهرکسی که مهارتهای زیستن با انسان را بطورعمقی بیاموزد و صمیمانه بکارگیرد, می گشاید.
قابل تاکید است که از میان مردم بسیاری که اهمیت این مهارت ها را دانسته اند, تنها کسانی به قدرت تا ثیر وارزش این مهارت ها پی برده اند و محبوب مردم و موفق شده اند که دانسته خود را بکار بسته اند. بنا براین جویندگان مصمم موفقیت آرامش آفرین، نیز می توانند با آموختن و بکارگرفتن این برترین مهارتهای انسانی, اعجازآنها را باردیگربه اثبات رسانند وبا الگو قراردادن خویش، رفتارو روابط حاکم برجامعه امروز را تعالی بخشند.
dariush@dariushdehghan.com
برای اطلاعات بیشتر به کتاب " رازهاي جاودانه پيروزي" كتاب نوشته همين نويسند مراجعه فرماييد


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 901
نویسنده : avayehonarmandan
  1. انگیزه‌های نیرومند برای آغاز و ادامه کار
    از داریوش دهقان

    کار یکی از عوامل بزرگ موفقیت است، و انگیزه، آفریننده کار است. اما آیا همه مردم برای کاری‌که می‌کنند انگیزه قوی دارند؟ می‌دانیم که افرادی‌که آرزوی خود را به هدف تبدیل کرده و برای هدفشان نقشه و برنامه‌ای نوشته و آن‌را دنبال کرده و برای هدفشان نقشه و برنامه‌ای نوشته و آن‌را دنبال می‌کنند جزء پیشروترین گروه‌های جامعه هستند.
    آگاهیم که اگر هدف‌ها و تلاش‌های این افراد با استعداد و علاقه‌هایشان هم‌خوانی داشته باشد، بازدهی، پیشرفت، و شادمانی افزون‌تری خواهند داشت. باخبریم که میزان شور و انگیزه و تمرکز کسی‌که با چنین ویژگی‌هائی کار می‌کند، به‌حدی می‌رسد که گذشت زمان را حس نکرده و خدمات و ساخته‌هایش از کیفیت برتری برخوردار می‌شود. اما یقین داریم که بسیاری از افراد این ویژگی‌ها و انگیزه لازم را برای کار کردن ندارند.
    حتی آن‌ها که کارشان ویژگی‌های اشاره شده را داشته باشد، امکان دارد که در جریان رسیدن به هدف‌های شخصی یا سازمانی، با تکالیفی روبه‌رو شوند که تمایلی به انجام آن‌ها نداشته باشند. در اغلب موارد، عدم اجراء این نوع تکالیف می‌تواند باعث عقب ماندن و یا سبب شکست خوردن برنامه‌ها شود. بنابراین باید برای انجام آن‌ها انگیزه قوی‌تر ایجاد کرد و نگذاشت که شیرینی پیروزی را به تلخی نامرادی تبدیل کنند. باید دانست که تمایل داشتن به انجام کاری یا علاقه نداشتن به آن، یک تصمیم درونی و شخصی و حاصل تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذهن است. بنابراین فرد می‌تواند با یافتن انگیزه و اطلاعات بیشتر، راه‌حل‌های جدید، ارزش‌های متفاوت، با خود گفت‌وگو کرده و حاصل این نوع تصمیم‌گیری‌ها را تغییر دهد. از این نظر عوامل برانگیزنده زیر ارائه شود تا علاقه‌مندان آن‌ها را بررسی کرده و با توجه به نیاز و ویژگی‌های خود، برای آغاز یا ادامه کارشان مورد استفاده قرار دهند:
    ● مجسم‌سازی شکوه موفقیت
    بسیاری از افراد به همان اندازه که از درجا زدن بیزارند به پیشرفت و دستیابی به موفقیت علاقه‌مند هستند. انگیزه دستیابی به پیروزی آن‌قدر در آن‌ها نیرومند است که ایشان را به سخت‌ترین تلاش‌ها وا می‌دارد. شما هم می‌توانید هنگامی‌که به انجام دادن تکلیفی رغبت ندارید آن‌را به موفقیت نهائی، مربوط ساخته و با مجسم کردن شکوه و ارزشی که در اثر پایان رساندن کار و رسیدن به موفقیت نصیبتان می‌شود، خود را به انجام آن تکلیف وادار سازید.
    ● پاداش بعد از انجام کار
    اگر مشکل، آغاز کردن کار نبوده بلکه ادامه آن است، می‌توانید با وعده پاداشی که به‌خود می‌دهید کاری را دنبال کنید. هنگامی‌که دلتان نمی‌خواهد کاری را ادامه دهید، امکان دارد بخواهید وقت انجام آن‌را به‌صورتی دلخواه صرف کنید. آن‌چه دلخواه شماست می‌تواند برایتان نقش جایزه داشته باشد و قادر خواهید بود که از آن به‌عنوان پاداش بعد از انجام کار استفاده کنید. مثلاً به‌خود بگوئید که پس از انجام کار به تماشای یک فیلم می‌روم و یا ساعتی را با دوستم می‌گذرانم. یادتان باشد که به‌خود جایزه منفی ندهید. اگر بدون انجام دادن کار، به تماشای فیلم یا دیدار دوست‌تان بروید، خود را با پاداش منفی تنبل خواهید ساخت.
    ● بررسی سود و زیان
    وقتی هدفی می‌سازید، برای رسیدن به آن منابع مختلفی از جمله وقت و نیرویتان را سرمایه‌گذاری می‌کنید. هر نوع سرمایه‌گذاری به امید سودبخشی صورت می‌گیرد. اگر به یاد آورید که عدم اجراء یک تکلیف، علاوه بر آن‌که موجب نرسیدن به سود مورد نظرتان می‌گردد می‌تواند سبب از دست رفتن منابع سرمایه‌گذاریتان شود، انگیزه قوی‌تری برای انجامش پیدا خواهید کرد.
    ● شهرت به پشتکار یا سستی
    در اغلب موارد وقتی هدف باارزشی را دنبال می‌کنید افراد دیگری مثل اعضاء خانواده، دوستان و همکاران از کار و نحوه فعالیت‌هایتان باخبر می‌شوند. باخبری‌که این افراد، سرانجام به صدور یک قضاوت و ایجاد شهرت برای شما ختم می‌شود. از آن‌جا که نمی‌خواهید در میان افراد نام برده، به سستی و عدم استقامت مشهور شوید، با تلاش و پشتکار تکلیف‌تان را انجام می‌دهید. علاوه بر این ایستادگی و پشتکارتان در این موارد موجب سود بزرگ‌تری می‌شود و آن این‌که اعتمادتان را به توانائی خودتان افزایش می‌دهد.
    ● روش گام به گام
    هنگامی‌که می‌خواهید به قله دماوند صعود کنید یا به کلک‌چال بروید، ناگهانی به مقصد نمی‌رسید. ورزشکاری که برنامه دارد سه ماه دیگر در دوی ”ماراتن“ شرکت کند، در اولین روز تمرین، سی‌کیلومتر نمی‌دود. ممکن است روز اول با یک کیلومتر شروع کرده و به‌تدریج مسافت را افزایش دهد تا آمادگی لازم را به‌دست آورد. شما نیز اگر تکلیفی را که باید انجام دهید به قدم‌های کوچک‌تری تقسیم کنید، اجراء آن‌را آسان و عملی‌تر خواهید کرد.
    ● یکپارچه‌سازی ذهنی
    گاهی دلیل انجام ندادن کار مورد نظر فرو رفتن در رویاهای روزانه است. وقتی‌که ذهن شما از موضوعی به موضوع دیگر می‌رود باید از نیروی تمرکز خود استفاده کرده، عنان افکار خویش را به‌دست گرفته به موضوع اصلی بازگردید و تکلیف لازم را انجام دهید. تمرکز یا یکپارچه‌سازی ذهنی مهارتی است که هم در این مورد و هم در موارد دیگر بدان نیاز خواهید داشت.
    ● فقط پنج دقیقه کار
    اگر به انجام تکلیفی تمایل ندارید ولی می‌دانید که با آغاز کردن، آن‌را ادامه خواهید داد، از روش پنج دقیقه‌ای استفاده کنید. فرض کنید که برای رسیدن به هدف کاهش وزن صبح‌ها یک‌روز در میان ۴۰ دقیقه می‌دوید. اما بعضی از روزها دلتان نمی‌خواهد که از رختخواب بیرون بیائید و به ورزش روزانه خود بپردازید. در این مورد می‌توانید به‌خود بگوئید: امروز به‌جای ۴۰ دقیقه ۵ دقیقه خواهم دوید بعد اگر نخواستم ادامه نمی‌دهم. به این ترتیب آماده شده و ورزش را شروع می‌کنید و به احتمال زیاد ادامه می‌دهید. این روش مؤثر در بسیاری از موارد شما را به آغاز و ادامه کار وادار می‌سازد.
    ● به خاطر او
    گاهی اتفاق می‌افتد که یکی از بستگان شما به اندازه خودتان یا بیشتر به موفقیت‌تان چشم دوخته و علاقه‌مند باشد. پدری که فرزند با استعداد خود را سال‌ها برای شرکت در مسابقات کشتی تمرین داده، همراهی کرده و می‌خواهد او را در سطح کشور قهرمان ببیند، نمونه‌ای از این مورد است.
    تجسم تمرین‌های طاقت‌فرسای آخر برنامه می‌تواند ورزشکار را وادار به کم‌کاری یا ترک تمرین کند. اما به یاد آوردن چهره آرزومند و مهربان پدر، به ورزشکار انگیزه می‌دهد تا به خاطر او هم که شده این تمرین‌ها را ادامه دهد تا به هدف برسد. معمولاً همه مردم فرد مورد علاقه‌ای را دارند که بخواهند به خاطر او بر تلاش خویش بیفزایند.
    ● یادآوری موفقیت‌های گذشته
    هرکسی در طول زندگی خود کارهای بسیاری انجام داده و با تحمل دشواری‌های فراوان، تجربیات و موفقیت‌های تازه‌ای به‌دست آورده است. چنین فردی می‌تواند با به یادآوری این موفقیت‌ها و غلبه بر دشوارهای گذشته، اعتماد به توانائی خویش را افزوده و کار مورد نظر را به‌خوبی انجام دهد.
    ● نوشته یا تصویری از الگو
    در ضمن مطالعات شخصی، تحصیل، تماشای تلویزیون، سخنرانی‌ها، بررسی‌های فردی و فعالیت‌های دیگر، ممکن است چنان تحت‌تأثیر سخت‌کوشی، ایستادگی، نوآوری و یا دانش انسانی قرار بگیرید که از او برای خود الگوی زندگی بسازید. داشتن نوشته و یا تصویری از این الگو در جائی‌که کار می‌کنید، می‌توانید شما را به آغاز و ادامه تکلیفی که دارید تشویق کند. خواندن داستان زندگی افراد موفق، معاشرت با مردم خوش‌بین هم می‌تواند چنین اثری به‌جای بگذارد.
    تأکید بر این است که از هر انگیزه درونی و بیرونی برای انجام دادن کار و پیشبرد هدف‌هایتان استفاده کنید. می‌توانید از میان این ده محرک آن‌هائی را که با شرایط شما هماهنگی بیشتری دارند برگزیده، در معرض دید خود قرار داده و به‌کارشان گیرید.
    به یاد داشته باشید که وقتی کاری را به‌خوبی انجام می‌دهید احساس رضایت و اعتماد به‌نفس شما افزایش یافته، دیگران را شاد کرده و قسمتی از خواسته‌هایتان برآورده می‌گردد. همه این‌ها به‌نوبه خود بر رشد شما افزوده، سکوی محکم‌تری برای پیروزی‌های آینده‌تان ساخته و نظاره‌گرانتان را به تحسین وامی‌دارد.

 

 


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1197
نویسنده : avayehonarmandan

ابوبكر و سرایش‌ بوستان‌ و گلستان‌ به‌ شهرت‌ عظیمی‌ دست‌ یافت‌. مهارت‌ غیر قابل‌ توصیف‌ شیخ‌ در آمیختن‌ تجربه‌های‌ تلخ‌ و شیرین‌ و باز نمودن‌ زوایای‌ روح‌ ودل‌ آدمیان‌ با بهره‌گیری‌ از ظریف‌ترین‌ عواطف‌ عاشقانه‌ و توصیف‌ زیبایی‌های‌ طبیعت‌ و لحظه‌های‌ شوق‌ و هجران‌ چنان‌ شكوه‌ و جلالی‌ به‌ او بخشید كه‌ حتی‌ در دوره‌ حیاتش‌ نیز آثارش‌ سرمشق‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ قرار گرفت‌ و سخن‌سرایان‌ بعد از او بارها طبع‌ خود را در بوجود آوردن‌ آثاری‌ همچون‌ گلستان‌ و بوستان‌ آزمودند. سعدی‌ در انواع‌ قالب‌های‌ شعری‌ همچون‌ قصیده‌ و رباعی‌ و غزل‌ طبع‌ آزمایی‌ نمود و در هر یك‌ از اقسام‌شعری‌ شاهكارهای‌ بزرگی‌ پدید آورد. شهرت‌ عمده‌ وی‌ در سرایش‌ قصیده‌هایی‌ روشن‌ و روان‌ و ساده‌ و بی‌تكلف‌ است‌ كه‌ در این‌ قصاید بیشتر به‌ نعت‌ خداوند و پند و اندرز و حكم‌ و مراثی‌ و مدایح‌ پرداخته‌ است‌. همانگونه‌ كه‌ اشاره‌ شد حكیم‌ شیراز شاعری‌ درباری‌ نبود و اگرچه‌ با تعداد زیادی‌ از دربارها تماس‌ داشت‌ ولی‌ هیچ‌گاه‌ از اعتقاد خود به‌آزادی‌ اندیشه‌ و قلم‌ دست‌ نكشید و هرگز دست‌ تكدی‌ پیش‌ كسی‌ دراز ننمود. مدایح‌ او محدود می‌باشند و او روی‌ هم‌ رفته‌ مایل‌ بود قصاید خود را از مواعظ دلنشین‌ و سخنان‌ حكمت‌آموز خطاب‌ به‌ پادشاهان‌ پرسازد. سعدی‌ علاوه‌ بر اینكه‌ درجه‌ مداحی‌ قصیده‌ را كاهش‌ داد به‌ آرایش‌ غزل‌ پرداخت‌ و تحول‌ یكصد ساله‌ غزل‌ را تا پیش‌ از ظهور حافظ،به‌ اوج‌ خود رساند. وی‌ غزل‌ را كه‌ بیشتر احساسات‌ شاعر را تعبیر می‌نماید ترجیح‌ داد و در غزلیات‌ پرشورش‌ خود را به‌ دست‌ احساسات‌ عشقی‌ سپرد كه‌ به‌ راستی‌ تجربه‌ گردیده‌ است‌. در غزلهای‌ سعدی‌ دل‌ با دماغ‌ و حسن‌ با خرد مبارزه‌ نمود و عشق‌ و ذوق‌ و شور و شوق‌ جای‌ قیاس‌ و نكته‌پردازی‌ و مضمون‌سازی‌ را گرفت‌ و از این‌ روی‌ می‌توان‌ گفت‌ غزل‌ از زمان‌ سعدی‌ در ردیف‌ اول‌ اقسام‌ شعر فارسی‌ قرار گرفت‌. نثر شیرین‌ و روان‌ سعدی‌ كه‌ دقیقا برابر با نظم‌ وشعر او بود از دیگر ویژگی‌های‌ منحصر به‌ فرد این‌ شاعر به‌ شمار می‌رود و وی‌ از این‌ طریق‌ بخصوص‌ نثر مسجع‌ و آهنگ‌دار حسن‌ انتخاب‌ و حسن‌ وزن‌ و تناسب‌ خود را وارد زبان‌ فارسی‌ نمود. هنر بزرگ‌ سعدی‌ در نثر مسجع‌ آن‌ بودكه‌ بدون‌ آنكه‌ از شیوه‌ پیشینیان‌ همچون‌ عطار نیشابوری و ابوالمعالی نصرا... منشی‌ در استفاده‌ از جملات‌ مصنوع‌ و پیچیده‌ استفاده‌ كند عباراتی‌ شیرین‌ و گوشنواز و دلفریب‌ و در عین‌ حال‌ ساده‌ و روان‌ به‌ كار برد كه‌ شهرت‌ او را دوچندان‌ ساخت‌.(4) از ابتكارات‌ زیبای‌ سعدی‌ در نثر، به‌ كارگیری‌ اشعار و شواهد مناسب‌ در مواقع‌ خاص‌ است‌ كه‌ تأثیری‌ جاودانه‌ به‌ سخن‌ او بخشیده‌ است‌ و نمونه‌ آن‌ در گلستان‌ جلوه‌گر است‌. از جمله‌ این‌ شواهد ذكر عباراتی‌ است‌كه‌ معنی‌ آیات‌ قرآن‌ كریم‌ را با نظم‌ شیوایی‌ روشن‌ ساخته‌ است‌.(5) از دیگر هنرهای‌ بزرگ‌ استاد سخن‌ ایران‌ بیان‌ حقایق‌ از طریق‌ تمثیل‌ با عباراتی‌ شیرین‌ و كوتاه‌ است‌ كه‌ بدون‌ ورود به‌ استدلال‌ و طول‌ مقال‌ منظور نظر خود را بیان‌ داشته‌ است‌. سعدی‌ علاوه‌ بر شعر فارسی‌ در ادبیات‌ عربی‌ نیز تسلط بی‌چون‌ و چرایی‌ داشت‌ و اقامت‌ و تحصیل‌ او دردیار عرب‌ و مطالعه‌ آثار برخی‌ از شاعران‌ و نویسندگان‌ عرب‌ موجب‌ شد كه‌ اشعار پخته‌ و رسایی‌ نیز در زبان‌ عربی‌ بسراید كه‌ بعدها مورد تحسین‌ شعرای‌ عرب‌ زبان‌ نیز قرار گرفت‌. شیخ‌ اجل‌ آثار بزرگی‌ از خود به‌ یادگار گذاشت‌ كه‌ بخش‌ اعظم‌ این‌ آثار شامل‌ غزلیات‌، سخنان‌ موجز و گفته‌های‌ اخلاقی‌ موسوم‌ به‌ صاحبیه‌ و قطعات‌ (رباعیات‌ ومفردات‌) در مجموعه‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ كلیات‌ سعدی‌ جمع‌آوری‌ شده‌ است‌. بزرگ‌ترین‌ یادگار هنری‌ این‌ شاعر والامقام‌ دو كتاب‌ جاودانی‌ بوستان‌ و گلستان‌ است‌ كه‌ تمامی‌ هنر خود را در این‌ كتابها جلوه‌گر ساخته‌ است‌. گلستان‌ كتابی‌ كوچك‌ با نثر بسیار روان‌ و آمیخته‌ با شعر است‌ كه‌ شاعر در یك‌ دیباچه‌ و هشت‌ باب‌ مجموعه‌ داستان‌هایی‌ را روایت‌ می‌كند كه‌ در هر یك‌ از این‌ حكایت‌ها به‌ نوعی‌ چشم‌ خواننده‌ به‌ زشتی‌های‌ و زیبایی‌های‌ زندگی‌ اجتماعی‌ گشوده‌می‌شود. هر یك‌ از داستان‌های‌ گلستان‌ سرشار از نكات‌ نغز اجتماعی‌ و اخلاقی‌ و ترتیبی‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ حتی‌ به‌ تنهایی‌ نیز می‌تواند سرمشق‌ زندگی‌ انسان‌ها قرار گیرد. بوستان‌ یا سعدی‌نامه‌ منظومه‌ای‌ در 4500 بیت‌ است‌ كه‌ جدای‌ از حمد و ثنای‌ آغازین‌ به‌ ده‌ باب‌ تقسیم‌ شده‌ و اساس‌ و مبنای‌ آن‌ تعلیم‌ و تربیت‌ است‌. شاعر درباب‌های‌ مختلف‌ كه‌ هر یك‌ به‌ مضامینی‌ همچون‌ عدل‌ و تدبیر، احسان‌، عشق‌ و شور مستی‌، تواضع‌، رضا، قناعت‌، تربیت‌،عافیت‌، توبه‌ و صواب‌ و مناجات‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌ عقاید گرانبهای‌ خود را كه‌ حاصل‌ عمری‌ اندیشه‌ و مطالعه‌ افاق‌و انفس‌ و سیر و سفر و آمیزش‌ با اقسام‌ ملل‌ و نحل‌ و مشاهده‌ وقایع‌ تاریخی‌ است‌ در حكایات‌ و اشعاری‌ زیبا بیان‌ نموده‌ و مجموعه‌ای‌ از بهترین‌ دستورهای‌ اخلاقی‌ و اجتماعی‌ و نمونه‌ شیوای‌ فارسی‌ ادبی‌ را بوجود آورده‌ است‌.حكیم‌ مجموعه‌ای‌ از شعر و نثر خویش‌ را نیز در قالب‌ هنری‌ و شوخی‌ و انتقاد به‌ تصویر كشیده‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ غزلیات‌، مضحكات‌ و خبثیات‌ در كلیات‌ او جای‌ گرفته‌ است‌. توصیف‌ شخصیت‌ واقعی‌ حكیم‌ سعدی‌ در قالب‌ مقاله‌ای‌ كوتاه‌ كاری‌ دشوار است‌ و تنها می‌توان‌ گفت‌ او یكی‌ از با روح‌ترین‌ و بلند پایه‌ترین‌ بزرگان‌ ادب‌ ایران‌ و جهان‌ است‌ كه‌ مشوق‌ بزرگ‌ اخوت‌ و برادری‌ در بین‌ انسان‌ها بوده‌ و بزرگوارانه‌ درصدد اجرای‌ این‌ آرمان‌ بزرگ‌ در بین‌ ملت‌ها گام‌ برداشته‌ است‌.

بخش 2


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 1099
نویسنده : avayehonarmandan

پراگماتیسم از زیبایی تا اقتصاد

"راهنمای مکتب پراگماتیسم" منتشر می‌شود
کتاب "راهنمای مکتب پراگماتیسم" با گردآوری سمی پلستروم تابستان سال آینده از سوی انتشارات بین المللی کانتینیوم منتشر می‌شود.
این اثر راهنمایی جامع و کامل است که جدیدترین مباحث مطرح شده درباره مکتب پراگماتیسم را مورد بررسی قرار می‌دهد.

این اثر تمام پرسشهای اساسی که توسط مکتب پراگماتیسم مطرح شده را مورد بررسی قرار می‌دهد. مکتب پراگماتیسم در سالهای اخیر مورد توجه اندیشمندان زیادی قرار گرفته است.

این راهنما توسط یک تیم پانزده نفره از صاحبنظران و متخصصان مکتب پراگماتیسم به نگارش درآمده است. زیبایی شناسی، اقتصاد، آموزش و پرورش، محیط زیست، معرفت شناسی و اخلاق از جمله موضوعاتی هستند که در این اثر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

تاریخ، حقوق، متافیزیک، سیاست، مباحث نژادی، دین، علم و تکنولوژی، زبان و نظریه اجتماعی سایر موضوعات مورد بررسی در این اثر به شمار می‌روند.

مکتب پراگماتیسم برای اولین بار در آمریکا به وجود آمد و تأثیر زیادی بر حوزه‌های معرفتی گوناگون از خود بر جای گذاشت. در اواخر قرن نوزدهم، فیلسوفان و متفکرانی چون ویلیام جیمز، پیرس و جان دیوئی این مکتب و فلسفه را ارائه کردند.

پراگماتیسم روشی در فلسفه مدرن است که با اعتراف به غیرممکن بودن اثبات بعضی مسائل، آنها را با توجه به کاربردشان در زندگی انسان می‌پذیرد، نوک تیز حملات پراگماتیستها متوجه ایده‌آلیستها بود.

پراگماتیستها معتقد بودند آموزه‌های ایده‌آلیستی انتزاعی هستند و فایده‌ای برای انسان ندارند. در حالی که آنها مکتب خود را در حل مسائل عقلی بشر سودمند تلقی می‌کردند.
منبع:مهر

 


تاریخ : سه‌شنبه 12 آذر 1392
بازدید : 823
نویسنده : avayehonarmandan

 

حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .

پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .

در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .

پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید



حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .

پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .

در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم .

حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد .خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم .

حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد.


تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
بازدید : 1111
نویسنده : avayehonarmandan

 

بر گرفته از سایت تابناک:
"مولوی نوش جان ترکیه، حافظ تقدیم به آلمان، خیام هم برای انگلیس"

با گذشت مدتی از ثبت تار به عنوان میراث ملی کشور آذربایجان و فروکش کردن اعتراض پیوسته بزرگان موسیقی سنتی ایران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اعتراض به تعلل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، معاون میراث فرهنگیِ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اظهاراتی عجیب نه تنها این واقعه را پذیرفته، بلکه اتفاقی نیکی قلمداد کرده که باید با عشق پذیرایش شد و استدلال بسیار عجیبی را آورده تا از این پس دیگر اعتراض به تعلل متولی میراث فرهنگی کشور نیز محلی از اعراب نداشته باشد.

به گزارش «تابناک»، مدتی پیش در آخرین نشست کميسيون ميراث معنوی يونسکو که به میزبانی پاريس برگزار شد، به یک باره روشهای سنتی ساخت و همچنين روشهای نوازندگی و اجرای ساز تار موسیقی ایران زمین، به نام کشور آذربايجان ثبت شد و جامعه موسیقی ایران با از دست دادن شناسنامه «شاه ساز»شان، با شوک بزرگی مواجه گشت.

این اتفاق تلخ البته چندان به یک باره نیز رخ نداده و طبیعتاً از تشکیل پرونده تا نشست پاریس بررسی های کارشناسی در خصوص این ساز صورت پذیرفته و مسئولان میراث فرهنگی ایران حتی اگر در جریان این بررسی ها متوجه تلاش جمهوری آذربایجان برای ثبت تار نشده بودند، می توانستند در زمان ثبت این ساز در اجلاس پاریس اعتراض خود را مطرح کرده و روند ثبت این ساز به نام یک کشور را متوقف سازند اما متاسفانه چنین نشد و بازی به سود آذری ها تمام شد.

طبیعتاً چنین واقعه ای با اعتراض موسیقی دانان و پیشکسوتان موسیقی مقامی که تا سینه به سینه این هنر را تا به امروز در این کشور حفظ کرده اند، همراه شد و داریوش پیرنیاکان به عنوان سخنگوی خانه موسیقی نیز با اعتراض با چنین اتفاقی، مقصر اصلی را نماینده یونسکو در ایران خواند و درباره عدم اعتراض ایران به ثبت این ساز به نام کشور آذربایجان در نشست پاریس اعتراض کرد، حال آنکه خود خانه موسیقی نیز به سهم خود مسئول بود و می بایست پیش از اینها پیگیر ثبت تار در میان میراث جهانی کشورمان می شد.

برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس نیز متاثر از فضای شگل گرفته خواستار پیگیری سازمان میراث فرهنگی برای اصلاح این ثبت شدند و البته عملاً پیگیری جدی که رئیس سازمان میراث فرهنگی را به فراست برای پیگیری لحظه ای بیدازند، نکردند یا اگر چنین اتفاقی رخ داده، رسانه ای نشده و همه چیز به اعتراض به یونسکو و تلاش برای سهیم کردن ایران در این سازمان محول شد؛ پروسه ای طولانی که مشخص نیست چه زمان به سر انجام برسد اما تنها راه عقلانی برای بهبود این وضعیت به شمار می آید. حال که آبها از آسیاب افتاد، بر اساس آنچه خبرگزاری میراث فرهنگی روایت کرده، معاون میراث فرهنگی کشور در هفتمین اجلاس سراسری ثبت، به اندیشه های فرازمینی و فرامکانی تاکید کرد و گفت: «تار ایرانی توانسته گستره بزرگ جغرافیایی را در خود جای دهد. اگر تار به نام کشور آذربایجان ثبت شده درواقع ایجاد قرابت بین المللی شکل گرفته، وقتی کشوری میراثی را در قلمرو اش قرار می دهد باید پذیرفت و بها داد چراکه نه تنها رقابتی نیست که تعاملی سازنده برای ایجاد قرابت های فرهنگی است.»

«مسعود علویان صدر» در بخش دیگری از اظهاراتش عنوان کرد: «آثار فرهنگی و تاریخی در قالب میراث معنوی بسیار فراگیر و جامع هستند بنابراین رقابتی در این آثار وجود ندارد، تنها تبیین مفاهیم ارزشی برای تبدیل به یک پازل جهانی است. زبان مشترک فرهنگی و گفتگویی ناقد برای مدیریت جهان. چراکه مدیریت جهان با زور و قدرت و سلطه نیست بلکه مدیریت بر دل هاست»

این متولی در ادامه اظهاراتش گفته است: «ثبت یادآور مفاهیم ارزشی و آغاز گام های بزرگ و مدیریت آن بر شیوه مردم محوری است. این اندیشه ها فرازمینی و فرامکانی است. وقتی از تار ایرانی صحبت می شود با اینکه لغتی فارسی است اما توانسته گستره بزرگ جغرافیایی را به خود اختصاص و شکل های مختلف فرهنگی را در خود جای دهد. این منشا را باید با عشق پذیرفت. ما باید میلیاردها پول بدهیم تا آثار و مفاخر ما را معرفی کنند. وقتی کشوری می خواهد یک اثر را در قلمرو خود قرار دهد باید بهاد چراکه تعامل سازنده برای ایجاد قرابت های فرهنگی شکل گرفته است.»هرچند هیچ کس منکر این مسئله نیست که تار در گستره ایران بزرگ ریشه تاریخی دارد و طبیعتاً صرفاً مربوط به ایران نیست و اتفاقاً این پرسش مطرح است که چرا این ساز همچون آیین نوروز با کشورهای دیگر حوزه ایران بزرگ از ثبت مشترک برخوردار نشده است؟ چرا سازمان میراث فرهنگی ایران را به عنوان یکی از صاحبین این میراث معنوی ارزشمند در کنار جمهوری آذربایجان قرار نداده و سازی که طبیعتاً جایگاه تاریخی حتی در افغانستان، تاجیکستان، ارمنستان و گرجستان نیز دارد، تنها به نام همسایه مان آذربایجان ثبت شده است؟

آیا اگر قرار باشد این گونه که معاون میراث فرهنگی کشور جمع بندی کرده، به طرح موضوع درباره میراث معنوی پرداخت و این گنجینه های هویتی کشور را یک گنجینه جهانی خواند و با چنین تفکری در پی حفاظت از میراث ملی ایران برآمد، اثر معنوی شبیه به تار باقی خواهد ماند که هویت تاریخی این ملت را در هزاره پیشین تشکیل دهد؟ آیا اگر با حاکمیت چنین نگاهی در میراث فرهنگی، سایر نشانه های تاریخی ایران - به جز بناهای تاریخی- به نام دیگر کشورهای همسایه ثبت شود، باید خوشحال بود که این آثار بدون میلیاردها هزینه به نام کشور دیگری جهانی شده است؟!

با این استدلال معاون سازمان میراث فرهنگی از ثبت شعرا، عرفا و دانشمندان تاریخ ایران به نام کشورهای همسایه که بعضاً حتی در قالب ایران بزرگ نیز قابل تعریف نیستند، نباید ناراحت شد و اعتراضی کرد، چرا که به هر حال مثلاً ثبت مولوی، آثارش و تمام نشانه هایش به نام ترکیه، در جهانی شدن این شاعر کمک ویژه ای می تواند بکند! با چنین نگرشی چرا حافظ را به نام آلمان با گوته شهیرش نکنیم که بودجه های کلانی برای جهانی کردنش اختصاص می دهند و غول های خبری دنیا پوشش می دهند یا خیام را به نام بریتانیا که بهترین ترجمه رباعیات این شاعر را با فیتز جرارد عرضه کرده، تقدیم ننمود و بر شهرت خیام نیافزود؟!

اگر معاون میراث فرهنگی نتوانسته پاسخ قانع کننده ای درباره علت عدم اعتراض به موقع ایران به ثبت تار که اصلاً سیم ششم آن به نام درویش خان است، بیابد، انصاف نیست که با چنین اظهارات عجیبی، کل میراث معنوی ایران را اسماً رنگ و بوی جهانی ببخشد و طبیعتاً دزدیِ ریشه تاریخی این آثار توسط دیگر کشورها را یک فرصت برای معرفی مفاخر ایران قلمداد کرد.

انتظار می رود معاون میراث فرهنگی کشور در آخرین ماه های دولت که احتمالاً آخرین ماه های مسئولیت وی نیز خواهد بود، گام اساسی در این حوزه برداشته و حق ایران را بازپس گیرد و نام ایران نیز در پرونده جهانی ثبت تار به عنوان صاحب ریشه این ساز متعلق به ایران بزرگ ثبت شود، چرا که اگر خانه موسیقی به واسطه کم کاری ها در پیگیری ثبت این ساز و مقصر در این واقعه سکوت کند، اهالی موسیقی و افکارعمومی همچنان پیگیر فرجام این ماجرا خواهد بود.

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
بازدید : 1282
نویسنده : avayehonarmandan

گامهای موسیقی ایران:

گامها یا دستگاههای اصلی موسیقی ایران، که تعدادشان برابر تعداد روز های هفته می باشند عبارتند از: شور، نوا، سه گاه، چهارگاه، همایون، ماهور و راست پنجگاه که گام ماهور (صرف نظر از بعضی از گوشه های آن مانند دلکش) شبیه گام ماژور در موسیقی بین الملل می باشد. گامهای فرعی موسیقی ایران که به آنها مایه می گویند و دیگر کلمه دستگاه به آنها اتلاق نمی گردد عبارتند از: ابوعطا، بیات ترک یا بیات زند، افشاری و دشتی که این چهار مایه، زیر مجموعه ی دستگاه شور هستند و مایه بیات اصفهان که زیر مجموعه ی گام همایون می باشد. به این ترتیب موسیقی ایرانی دارای دوازده گام، مطابق با تعداد ماههای سال است. واحد کوچکتر از مایه را گوشه و واحد کوچکتر از گوشه را قطعه یا تیکه و کوچکترین واحد موسیقی ایران را موتیف می نامند که به طور کلی تعدادشان به عدد سیصد و شصت و پنج می رسیده است و مطابق با روزهای سال خورشیدی می باشند و به طور سینه به سینه به نسلهای بعدی منتقل گردیده است، ولی امروزه متاسفانه تقریبا بیش از نیمی از این گوشه ها و الحان به دست فراموشی سپرده شده و حتی نامی از آنها باقی نمانده است. اجرای منظم گوشه ها و مایه ها در هریک از گامهای موسیقی ایران که با حالت مخصوص به خودش و بدون ریتم های معمول در قطعات ضربی نواخته و یا خوانده شود را اصطلاحا ردیف می نامند.

معرفی و توضیح دستگاه ماهور

دستگاه ماهور در موسیقی قدیم ایران هنگام اجرای دستگاهی از موسیقی به این توجه می کردند که آیا شب و یا روز است یا فرد شنونده سفید روی یا سبزه روی می باشد بخصوص در زمان عبدل القادر مراغه ای اساتید به شاگردان خود می آموختند که اگر شب بود حتمأ شور بزن اگر صبح بود چهار گاه بزن و اگر طرف شنونده سفید روی بود بم بزن و اگر سبزه روی بود زیر بزن ایرانیان قدیم در بسیاری از پرستشهای خود سرودهای ویژه داشتند و آنها ماه و هور (خورشید) را پرستش می کردند در ضمن این دستگاه را می توان هم صبح و هم شب اجرا کرد و بهمین خاطر نام ماهور را انتخاب کردنددر استان لرستان نوعی موسیقی وجود دارد که ماخوری می گفتند و این نوع موسیقی بسیار حزن انگیز است و از نوع موسیقی فولکور این سرزمی دستگاه ماهور شامل 64 گوشه می باشد که در اینجا با گوشه های مهم که هم در ردیف آوازی و هم در ردیف سازی بکار می رود آشنا می شویم.

معرفی دستگاه سه گاه

حالت : درد ، غصه ، پشیمانی منجر به امید
رنگ : آبی لاجوردی تیره
عنصر : آب
زمان شنیدن : بعد از ظهر تا غروب آفتاب

دستگاه سه‌گاه بیانگر گذشته و موفقیت‌های عشقی و ندامت‌های آن است که منجر به امید می‌شود

معرفی و توضیح دستگاه همایون

این دستگاه به تناسب نام خود، حالتی شاهانه، اشرافی و باوقار دارد، ولی با این حال زمینهٔ اجرای بسیاری از لالایی‌ها و زمزمه‌های متداول در نقاط مختلف ایران است. همچنین از نغمه‌های این دستگاه در موسیقی زورخانه نیز استفاده می‌شود. به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. مقایسه سایر دستگاه‌های موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای هم‌جوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان می‌دهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.

معرفي آواز هاي مشتق شده از دستگاهها

 

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از: آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم) آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم) آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)

به روز شده ‏نزدیک ‏8‏ ماه پیش‏

به آهنگ‌های پاپی که دارای ترانه فارسی می‌باشد اطلاق می‌شود. خاستگاه موسیقی پاپ فارسی ایران می‌باشد ولی به سرعت در دیگر کشورهای فارسی زبان دیگر مانند تاجیکستان و افغانستان و همچنین پس از انقلاب اسلامی ایران در ایالات متحده آمریکا گسترش یافت. سال‌های نخست موسیقی پاپ فارسی در سده نوزدهم و در دوره قاجاریه متولد شد و بعدها با اختراع رادیو این سبک به سرعت در ایران رواج پیدا کرد.

انواع موسیقی کلاسیک

موسیقی کلاسیک و انواع قطعه های آن آثار موسیقی کلاسیک بسیار متنوع و گوناگونند و آن ها را می توان به سه گروه مختلف بخش بندی کرد. موسیقی سازی- موسیقی آوازی- موسیقی صحنه ای.

گام در موسیقی

گام: عبارتست از توالی نت های پی درپی با فواصل معین که نت اول و آخر هم نام می باشند.

گام ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

۱- گامهای کروماتیک

۲- گامهای دیاتونیک

گام کروماتیک: عبارتست از توالی سیزده نت پی در پی با فواصل نیم پرده ای (نیم پرده های کروماتیک و دیاتونیک) که نت سیزدهم “اکتاو” (هنگام) نت آغازین می باشد. گام کروماتیک بر دو نوع تقسیم می شود:
1-گام کروماتیک ملودیک:
2-گام کروماتیک هارمونیک

گام دیاتونیک: توالی هشت نت پی در پی با فواصل مشخص (معین) که نت اول و هشتم هم نام هستند.

گام دیاتونیک بر دو قسم است:

۱- گام دیاتونیک بزرگ (major)

2- گام دیاتونیک کوچک(minor)

پاور کورد

(به انگلیسی: Powerchord) در موسیقی به آکوردی گفته می‌شود که تنها شامل نت ریشه آکورد و فاصله پنجم باشد. پاورکورد به آکورد پنجم (به انگلیسی: fifth chord) نیز شهرت دارد. این آکورد بیشتر توسط نوازندگان گیتار و با گیتار الکتریکی که به یک آمپلی فایر مجهز به افکت دیستروشن باشد، نواخته می‌شود. پاورکوردها یکی از عناصر کلیدی و پرکاربرد در موسیقی راک و متال هستند

نوشته : آرش صمیمی
در تاریخ موسیقی ایران و جهان خیلی ها آمدند و فلوت نواختند.
فلوت سازی است که در اروپا و موسیقی کلاسیک کم کم جای خود را باز کرد و تکامل یافت و هم اکنون به شکل فلوتهای امروزی که سیستم کلیدهای بوهم (مبدع این سیستم کلید بر روی سازهای بادی چوبی) را داراست در آمده است.
در قدیم از چوب ساخته میشد و امروزه معمولا از نقره و طلا ساخته میشود که البته مدتی است که بازار فلوتهای چوبی به خاطر جنس صدای نرمتر و زیباتر دوباره رونق پیدا کرده است.

سیستم ساز فلوت و ساخت آن برمبنای موسیقی غربی و با فواصل نیم پرده ای ساخته شده و در عمل فاقد کلید برای اجرای فواصل شرقی و ربع پرده میباشد.

زنده یاد عماد رام پیشرو در نواختن فلوت به سبک ایرانی و البته سبک خودش در تاریخ موسیقی ایران است.
وی در سال 1309 در ساری متولد و در 1382 در آلمان درگذشت.
نوای جادویی فلوت عماد رام سالهاست که عاشقان این ساز را مسحور نموده و اجرای نتهای خاص (گلیساندو) و به عبارتی نتهای مالشی که خاص سازهای زهی خصوصا ویلن است از ابتکارات او و شاید برای اولین بار در تاریخ ساز فلوت باشد.
سازی که بعد از ویلن پرتکنیک ترین ساز دنیاست و به اکشن بودن معروف است در دستان مردی قرار گرفت که آنرا با چنان احساسی نواخت که دل هرشنونده ای را آب کرد!

شیوه ی منحصر به فرد عماد رام و مدل فلوتی که استفاده میکرد (فلوت کم کلید و به عبارتی هشت کلیده و عامیانه تر یاروم کلید) بر هرچه با احساس تر نواختن این ساز کمک میکرد که البته این مدل فلوت پس از سوار شدن سیستم کلیدهای بوهم به دست فراموشی سپرده شد و حدود 40 سالی است که تولید نمیشود.

عماد رام کسی است که ردیفهای موسیقی ایرانی را با فلوت به شیوه ای نواخت که استاد فرامرز پایور و حسین تهرانی با او کنسرتها دادند.
میدانید که فرامرز پایور سختگیرترین موزیسین ایرانی بود و همه کس به گروه او راه نمیافتند.
عماد مینواخت و مینواخت تا در دهه 40 شمسی صفحه ای با تمبک امیرناصر افتتاح منتشر کرد و هم اکنون هم در سی دی فروشی ها بشکل سی دی عرضه میشود.
در این اثر تکنوازی فلوت ایرانی را به شکلی ارائه داد که پس از گذست 46 سال هنوز کسی به این مهارت و زیبانوازی دست نیافته است. (میتوانید از سایت رسمی عماد رام این اثر را دانلود بفرمایید www.emad-ram.com).

در این سایت علاوه بر تکنوازی فلوت و آثار آهنگسازی شده برای خوانندگان و خودش اثری وجود دارد به نام عشق و آزادگی که کنسرتو برای فلوت و ارکستر فیلارمونیک لهستان است.

این اثر شاهکاری از فلوت نوازی ایرانی در قالب یک اثر ارکسترال و بزرگ بوده که به نوبه خود در دنیا بی نظیر است.

قطعات اروندرود و رقص پروانه شاهکاری بی بدیل در کارنامه ی عماد رام
است. (میتوانید بشنوید و قضاوت کنید)

درپایان میتوانم بگویم عماد رام فلوت را در ایران جاودانه نواخت و احساس را در این ساز به حد اعلا نشان داد.
نامش جاودان...
آرش صمیمیi
ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد.

بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.

نمونه: آهنگ معروف «مرغ سحر» ساخته مرتضی نی داوود یکی از نمونه های شناخته شده این دستگاه است. مرتضی نی داوود، یکی از شاگردان خوب میرزا حسینقلی و درویش خان خودش هم یکی از ردیف دان های موسیقی ایرانی بوده. شروع این آهنگ کاملا الهام گرفته از درآمد ماهور است. «ز من نگارم خبر ندارد» از آلبوم آهنگ وفا و «ز دست محبوب» از آلبوم شب وصل هم در این دستگاه خوانده شده اند.
ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد.

بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.

نمونه: آهنگ معروف «مرغ سحر» ساخته مرتضی نی داوود یکی از نمونه های شناخته شده این دستگاه است. مرتضی نی داوود، یکی از شاگردان خوب میرزا حسینقلی و درویش خان خودش هم یکی از ردیف دان های موسیقی ایرانی بوده. شروع این آهنگ کاملا الهام گرفته از درآمد ماهور است. «ز من نگارم خبر ندارد» از آلبوم آهنگ وفا و «ز دست محبوب» از آلبوم شب وصل هم در این دستگاه خوانده شده اند.
همایون یکى از بزرگ‌ترین دستگاه‌ها مى‌باشد که محبوبیت خاصى بین مردم ایران دارد. همایون آوازى است باشکوه و مجلل، آرام و در عین حال بسیار زیبا و دلفریب.
برطبق قول " مرحوم روح‌الله خالقی " : همایون ناصحى است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درد دل مى‌کند و با بیانى شیوا چنان نصیحت مى‌کند و پند مى‌دهد که هیچ سخنران را این مهارت و استادى نیست.
از گوشه های مهم دستگاه همایون می توان به :
درآمد ، موالیان ، شوشتری ، چكاوك ، بیداد ، بیداد كت ، نی داود ، طرز میگلی ، بختیاری ، نوروز صبا ، نفیر فرنگ ، آشور آوند ، دنا سری ، ابوالچپ ، راوندی ، راز و نیاز ... اشاره كرد.
* نام رنگ دستگاه همایون كه در ردیف موسیقی ایرانی موجود است فرح می باشد.

بیات اصفهان :
آواز اصفهان، یکی از آوازهای پنج‌گانهٔ موسیقی سنتی ایران است. برخی این دستگاه را جزء دستگاه شور و برخی آنرا از متعلقات همایون دانسته‌اند.آواز اصفهان از آوازهاى قدیم ایرانى است. آوازى است جذاب و گیرا ؛ با ریتمى بین شادى و غم .

از گوشه های مهم مقام بیات اصفهان می توان به :
درآمد ، نغمه ، بیات شیراز ، خجسته ، بیات درویش حسن ، جامه دران ، بیات راجه ، عشاق ، سوز و گداز و ... اشاره كرد.

 

راست پنجگاه :
این دستگاه در بین دستگاه‌ها از همه کمتر اجرا مى‌شود. بعضى موسیقى‌دان‌هامعتقدند که این دستگاه به قصد تعلیم بنا شده است. راست پنج‌گاه ترکیبى استاز سایر مقام‌ها و در این آواز مى‌توان به تمام مقام‌هاى ایرانى وارد شد. از این‌رو مى‌توان تمام احساساتى که در دستگاه‌هاى موسیقى ایرانى است را باراست پنج‌گاه ایجاد نمود. راست پنج‌گاه آواز کاملى است؛ زیرا داراى تمامحالات و صفات آوازهاى دیگر نیز هست.

گوشه های مهم دستگاه راست پنجگاه عبارتند از :
درآمد، درآمد دوم، زنگ شتر، زنگوله، نغمه، خسروانی، روح‌افزا، پنجگاه،سپهر، عشاق، نیریز، بال کبوتران، بیات عجم، بحر نور، قرچه، مُبَرقَع، طرز،ابوالچپ، لیلى و مجنون، راوندی، نوروز عرب، نوروز صبا، نوروز خارا،ماوراءالنهر، نفیر، فرنگ.

گوشه : آهنگیست كه با نامها و حالتهای مختلف در اجرای دستگاه ها و آوازها وجوددارد و در فاصله يك چهارم و یا یك پنجم از یك گام اجرا می شود و تابعدستگاه خود است.
چهارمضراب : آهنگ موزونی است كه دارای یك جمله تكرارشونده به نام پایه می باشد و ملودی های دیگر بینابین پایه ها اجرا می شوند واكثرا دارای یك تمپوی سریع و دارای كسر میزانهای دوچهارم و شش هشتم و سههشتم و غیره می باشند .
پیش درآمد: از فرم های موسیقی ایرانی است ومانند اورتور در موسیقی جهانی می باشد.این فرم دارای سرعت سنگین و عموما درمیزان های شش ضربی و چهارضربی و یا دوضربی ساختمه می شوند و در ابتدایموسیقی ایرانی اجرا می شود . ابداع پیش در آمد را به درویش خان نسبت میدهند.
رنگ : فرمی موزون و بدون كلام و عموما در ریتم شش هشتم ارائه می گردد و عموما فاقد پایه

 

سه گاه از نغمه های قدیم ایران بوده و ریشه كاملا ایرانی دارد. البته سه گاه در میان ترك ها استعمال زیادی دارد و آنها در خواندن این آواز مهارت زیادی دارند. اما فارسی زبانان آن را طور دیگری می خوانند ، در هر دو آواز با حزن و اندوه همراه است و تاثیر و تالم بسیاری دارد.
از گوشه های مهم این دستگاه عبارتند از :
درآمد ، كرشمه ، نغمه ، زابل ، مخالف ، مغلوب ، مویه ، شكسته مویه ، تخت طاقدیس ، حدی ، رجز ، پهلوی ، حزین ،
وا از دیگر دستگاه‌هاى هفت‌گانهٔ موسیقى ایرانى است. و آوازى است در حد اعتدال که آهنگى ملایم و متوسط دارد، نه زیاد شاد و نه زیاد حزن‌انگیز. نوا را آواز خوب گفته‌اند و معمولاً در آخر مجلس مى‌نواختند. معمولاً اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براى نوا انتخاب مى‌کنند که تأثیر بسیار زیادى در شنونده ایجاد مى‌کند.
گوشه های مهم دستگاه نوا عبارتند از :
چهارمضراب، درآمد اول، درآمد دوم، کرشمه، گردانیه، نغمه، بیات راجه، خرین، عشاق، نهفت، گُوِشت، عشیران، نیشابورک، مَجُسْلی، خجسته، ملک‌حسین، حسین، بوسَلیک، نیریز، رنگ نوا، رنگ نستارى.
رنگ دستگاه نوا در ردیف موسیقی ایرانی به نام نستاری یا نستالی یا نستوری می باشد.
سه‌گاه و چهارگاه با یکدیگر پیوستگى خاصى دارند. این‌گونه رابطه بین هیچ دو دستگاه دیگر وجود ندارد. تمامى گوشه‌هاى سه‌گاه را مى‌توان در چهارگاه با تغییر مقام اجرا نمود. البته چهارگاه چند گوشهٔ مخصوص بخود دارد که در سه‌گاه اجرا نمى‌شود. از طرفى مقام‌هاى این دو دستگاه بقدرى با یکدیگر متفاوتند که مى‌توان گفت هیچ دو مقامى در موسیقى ایرانى این‌گونه باهم فرق ندارند.چهارگاه از نظر علمى مهم‌ترین مقام موسیقى ایرانى است. این آواز نمایندهٔ جامع و کاملى از تمام حالات و صفات موسیقى ایرانى است. بطورى که تمام صفات عالى و ممتاز گام‌هاى ایرانى را مى‌توان در چهارگاه بطور یکجا پیدا کرد.
برخی از گوشه های مهم چهارگاه عبارتند از :
درآمد � پیش زنگوله � نغمه � زنگ شتر � زابل � مویه � مخالف � مغلوب � حصار � حاجی حسنی � حدی � پهلوی � رجز � منصوری.
رنگ های چهارگاه که در ردیف موسیقی ایرانی وجود دارند : لزگی � متن � حاشیه � شهرآشوب
ماهور طبیعى‌ترین گام و اساس موسیقى فرنگى است. ماهور آوازى است با وقار و ابهت و شوکت خاصى به شنونده القا مى‌کند و آهنگ‌ساز براى بیان شجاعت‌ها و دلیرى از این آواز استفاده مى‌کند. ماهور چون قرین موسیقى فرنگى است، بین جوانان جایگاه خاصى دارد. اما در مجموع آواز ماهور طرب‌انگیز و شاد مى‌باشد.

گوشه های مهم دستگاه ماهور عبارتند از :
درآمد، کرشمه، آواز، مقدمهٔ داد، مجلس افروز، خسروانی، دلکش، چهارمضراب و فرود، خاوران، طرب‌انگیز، نیشابورک، نصیرخانى(طوسی)، چهارپاره(مرادخانی)، فِیلی، ماهور ،صغیر، آذربایجانی، حصار ماهور(آبول) , زنگوله، نغمه زیرافکنه، نیریز، شکسته، عراق، نهیب، مُحَیِّر، آشورآوند، اصفهانک، خرین، کرشمه، زنگوله، راک‌ هندی، راک کشمیر، راک عبدالله، کرشمهٔ راک، صفیر راک، ساقى‌نامه، کشته، صوفى‌نامه، رنگ حربی، رنگ شَلَخو، رنگ یک چوبه
شور" را مادر دستگاههای ایرانی لقب داده اند و از دستگاههای پرگوشه ماست. وسعت این دستگاه آنچنان است که حتی چهار آواز مستقل نیز به نامهای افشاری, ابوعطا, بیات ترک و دشتی از ملحقات آن به حساب می آیند.غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی می‌‌خواند در یکی از مایه‌های این آواز می‌‌گنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خوانده‌اند.
 

تعداد صفحات : 124


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران