عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
بازدید : 655
نویسنده : avayehonarmandan

 

 

مین فقیری (۳۰ آذر ۱۳۲۲ هـ.ش شیراز) پژوهشگر و نویسنده‌ی ایرانی است.

زندگینامه

فقیری در شیراز به دنیا آمد و در خانواده‌ای اهل کتاب و فرهنگ برزگ شد. وی برادر «ابوالقاسم فقیری» فارس شناس معروف است. وقتی که در لباس سپاه دانش به روستا رفت زندگانی تلخ روستاییان او را واداشت تا از آنها بنویسد.

وی حاصل چهار سال نوشتن را همگی در نخستین مجموعهٔ داستانی خود به نام دهکدهٔ پرملال در سن ۲۳ سالگی انتشار داد.

این کتاب تا قبل از انقلاب ۵ بار چاپ شد ولی پس از آن اجازه چاپ نیافت. چاپ ششم آن در سال ۱۳۸۲ توسط نشر چشمه منتشر شد

. این کتاب جزء کتابهای شاخص دهه ۴۰ و ۵۰ است. بزرگان ادبیات ایران همگی این کتاب را ستودند

وبه دلیل ممنوعیت چاپ مجدد، در اروپا داستاهای این کتاب به صورت زیراکسی پخش می‌شد؛ چرا که داستان‌های دهکده پرملال نمودار درد و رنج روستاییانی بود که بر خلاف تبلیغات دولت، از عدم بهداشت، خرافات و فقر فرهنگی و بی چیزی در رنج بودند

. توصیف تنهایی و ملال روحی معلمان روستا و دشواری و خشونت زندگی دهقانان به داستان‌هایش حال و هوایی شاعرانه و دقتی جامعه شناسانه می‌بخشد. او همراه با محمود دولت آبادی از اولین نویسندگان داستان‎های روستایی ایران به شمار می آید

. داستانهای این مجموعه به بیش از ده زبان از جمله انگلیسی، آلمانی، روسی، اردو، ایتالیایی، فرانسوی، ژاپنی و غیره چاپ شده است.

از او تا کنون نوزده کتاب در زمینهٔ رمان مجموعه رمان و نمایشنامه و داستان نوجوانان به چاپ رسیده‌است. او در حال حاضر در روزنامه عصر مردم شیراز مشغول به کار است.

افتخارات

فقیری در کنار دیگر افتخاراتش به همراه محمود دولت آبادی برنده لوح زرین بهترین نویسنده بیست سال داستان نویسی ایران در سال ۱۳۷۶ می باشد.

آثار

دهکده پر ملال (مجموعه داستان) (۱۳۴۶)

کوچه باغ‌های اضطراب (۱۳۴۸)

کوفیان (۱۳۵۰)

شب (نمایشنامه)

غم‌های کوچک (۱۳۵۲)

دوست من (نمایشنامه)

سیری در جذبه و درد

قالیبافان (نمایشنامه)

سخن از جنگل سبز است و تبردار و تبر

دو چشم کوچک خندان

تمام باران‌های دنیا

مویه‌های منتشر (۱۳۶۸)

آهوی زیبای من (برای کودکان)

اگر باران ببارد (برای نوجوانان)

گزیده داستان‌ها

رقصندگان (رمان)

زندگی با ورزش (برای نوجوانان)

انگار هیچ وقت نبوده (مجموعه داستان) (۱۳۸۲)

پلنگ‌های کوهستان (رمان) (۱۳۸۱)

 آثار زیر چاپ

در تو تکرار نمی‌شود آن گل سرخ (نمایشنامه)

سقزی (نمایشنامه)

زندگینامه سعدی شیرازی

استاد قوام‌الدین شیرازی معمار مسجد گوهرشاد

استاد عیسی شیرازی طراح تاج محل

میرعماد

 منبع:ایرانیکا

 


تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
بازدید : 524
نویسنده : avayehonarmandan

 

حاصل ضرب انتظار من
با .....
ثانيه هاي نبودن تو
اشك هاي چشماني است
كه بي بهانه 
با تو مي خندند ...
من ......
به يك لبخند تساوي قانعم !!!

م.ج یاس خیال

 


تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
بازدید : 432
نویسنده : avayehonarmandan

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

به سرشک همچو باران زبرت چه برخورم من؟
که همچو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

چو به زندگانی نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری

به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری

"هوشنگ ابتهاج"

 


تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
بازدید : 602
نویسنده : avayehonarmandan

 


تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393
بازدید : 573
نویسنده : avayehonarmandan



من بودم و هُرمِ حریم دست هایت
من بودم و ابر کریم دست هایت

باور کنم من بودم و من بودم و تو
دستان من بود و صمیم دست هایت؟

باور کنم این قاصدک، این بغضِ سیال
گم بود در رقص نسیم دست هایت؟

بهت عقابم را چه انس و الفتی بود
با جوجه های یاکریم دست هایت!

کوه یخ دستان من، شد رودِ جاری
در تابش عطر قدیم دست هایت

آغاز شد: من، عشق، آتش، بیقراری
با ذکر رحمان و رحیم دست هایت

ای فرصت کوتاه دیدار ای تجلی!
آیا منم تنها کلیم دست هایت؟

من می روم اما به دستت می سپارم
دست دلم را این یتیم دست هایت

 


تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393
بازدید : 560
نویسنده : avayehonarmandan

 


تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393
بازدید : 735
نویسنده : avayehonarmandan

 


تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
بازدید : 512
نویسنده : avayehonarmandan


عبور خواهم کرد
و زندگی از قدم هایم سرشارخواهد شد
سبز می خوانم 
سبز می خوانم و لحظه ها
راهی جز
سایه سار شدن
پیدا نمی کنند.

 

 


تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
بازدید : 595
نویسنده : avayehonarmandan

متاسفم
حکم صادر گشت
راه بازگشتی نیست
باید ساخت 
در حوالی سرزمین پندارم .
انگار
داوری یادش رفت
قاضی اقبالم .
خودسرانه می تازد
دیوانه زنجیری
دل من یاغی گشت 
استر نافرمان !!
به گمانم چندی ست
حسگرش فعال است
شایدم می بیند
پیش لرزه های گسل افکارم.

 


تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
بازدید : 588
نویسنده : avayehonarmandan


تعداد صفحات : 124


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران