متاسفم حکم صادر گشت راه بازگشتی نیست باید ساخت در حوالی سرزمین پندارم . انگار داوری یادش رفت قاضی اقبالم . خودسرانه می تازد دیوانه زنجیری دل من یاغی گشت استر نافرمان !! به گمانم چندی ست حسگرش فعال است شایدم می بیند پیش لرزه های گسل افکارم.
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)