عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1372
نویسنده : avayehonarmandan

هرمنوتيك يعني جهان از چشم همه

اگربه دنبال ريشه ي واژه ي هرمنوتيك باشيد مي توانید آنرا از واژه ي يوناني هرمينيون بدست

 آوردید كه به معناي تفسير و به زبان خود ترجمه كردن و تاويل كردن و قابل فهميدن و شرح

 دادن و به معناي روش مي باشد

 تعريفي كه از دیرباز پيشينيان و سنت بر هرمنوتيك داشته اند آنرا علم يا نظريه ي تاويل

مي دانند

 .....در اساطير يوناني هم اينگونه نقل شده است كه هرمس پيام هاي رمزي خدايان را براي

كساني كه توان و بدنشان تحليل مي رود (ميرايان)تاويل مي كرده است به همين دليل

 هرمنوتيك به عنوان يك روش از تاويل متون مقدس شروع مي شود

بعدها بحث حاصل از حكم كليساي كاتوليك كه فقط آن ها صلاحيت تاويل كتاب مقدس را

 دارند و با پا فشاري پروتستان ها در اختلاف تاويل متن كتاب مقدس و نتيجه ا ي كه از اين

 اختلاف بدست آمد كمك شاياني به علم تاويل و هرمنوتيك كرد  

هرمنوتيك علمي است كه مسئله ي فهم متون و چگونگي ادراك و فهم و روند آنرا بررسي

مي كند اين مطلب از قرن هفدهم بكار گرفته شد كه در شروع قرن نوزدهم با تلاش فكري و

علمي فردريك شلاير ماخر رواج عمومي يافت

 فريدريش اشلايرماخر اولين پژوهشگري بود كه توانست نظريه ي عام تاويل را منظم كند

نظريه اي كه شامل متوني غير از متون مذهبي را در بر مي گرفت كه در بين انديشمندان به

نام (دور هرمنوتيكي)معروف گرديد اينكه (يك چيز جزء در چارچوب كل فهميده مي شود و بر

عكس) از تلاشهاي اين متفكر مي باشد  

البته نمي توان اين جريان را ناديده گرفت كه هرمنوتيك به دليل پشتكارو نشر آثارمارتين هيدگر

 شكل عميق تر فلسفه ي عام فهم انساني را دريافت كرد و براي هر روش و رشته اي كه با

تاويل زبان ‏‏‎ْو كنش يا آفريده هاي كه با دست انساني سر كار داشت همراه گرديد ..ادامه دارد  

 


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 866
نویسنده : avayehonarmandan

هفدهم اسفند ماه امسال بیستمین سالگرد استاد افسانه‌ای سه تار ایرانی استاد احمد عبادی است به همین مناسبت نماهنگی را که دو سال قبل تهیه کرده بودم دوباره تقدیم می‌کنیم.
استاد عبادی در سال ۱۲۸۳ در تهران، خیابان ایران (عین الدوله قدیم) در خانواده بزرگ هنر ایران، چشم به این جهان گشودند. ایشان دارای برادری به نام جواد و خواهرانی با نامهای مولود و ملوک بودند. چه نیکوتر از آنکه یاد آوری کنیم که پدر استاد عبادی ، میر زا عبدالله فراهانی و عموی ایشان میرزا حسینقلی بودند که همه ما با نام این بزرگان حافظ ردیف‌ موسیقی ایرانی آشنا هستیم. استاد عبادی خود فرموده اند که بخش اعظم آموزش سه تار ایشان نزد خواهرانشان (که معلمین استاد ابوالحسن خان صبا نیز بودند) انجام شد و تعداد مختصری مشق نیز در کنار استاد صبا از پدر (میرزا عبدالله) گرفتند. در سنّ ۱۷ سالگی به شغل دیوانی وارد شدند. تا اینکه در اوایل تأسیس رادیو ایران به این رسانه پیوستند و مدت ۳۵ سال به خدمت خالصانه به موسیقی‌ ایرانی در این نهاد پرداختند که ثمره آن آثاری است جاودانه.
ایشان سالها وقت خود را صرف بهبود صدای ساز سه تار نمودند و مبتکر سبکی نوین در نواختن سه تار بودند، که بر اساس اجرای آهسته و ظریف نت‌ها و استفاده کمتر از مضرابهای ریز استوار است
استاد روح الله خالقی در مورد ایشان گفته اند:" احمد عبادی نه تنها از لحاظ موسیقی‌ و ذوق و قریحه نوازندگی جانشین پدر است، بلکه از جهت حسن خلق و ادب و مهربانی نیز بهترین یادگار میرزا عبدالله است و خانه دل‌ یاران از مهر و محبت او آکنده است. هنگامی که انگشتانش روی پرده‌های سه تار به گردش در میاید و ناخن پر قوتش آهنگ ساز را به گوش می‌رساند، قلب آدمی‌ در سینه می تپد و نغمه‌های دلپذیرش هزاران خاطرات شیرین را از جلوی دیدگان شنونده میگذارند، آن چنان که هیچ هنری را این همه تاثیر شگفت انگیز نمی‌‌باشد."
اولین اثر ضبط شده استاد عبادی مربوط به سال ۱۳۱۰ و با آواز استاد رضا قلی‌ خان ظلی بود و پیش از آن نیز اجرای معروف ایشان به همراهی خانم ملوک ضرابی در سال ۱۳۰۳ در گراند هتل در تاریخ موسیقی‌ ایران ثبت گردیده است.
. استاد محمد رضا شجریان در مورد ایشان فرموده اند:" با استاد عبادی از اوایل ورود به رادیو در سال ۱۳۴۶ اشنا شدم، آقای میر نقیبی که مسئولیت گلها را داشت من را با ایشان اشنا کرد. آقای عبادی هم مرا پذیرفت و مثل فرزندش مرا نصیحت میکرد، ایشان برای من حکم پدر و دوست را داشت و خیلی‌ از نظر اخلاقی‌ در من تاثیر داشت "

استاد عبادی پس از عمری پر بار سر انجام در هفدهم اسفند ماه ۱۳۷۱ جان به جان آفرین تسلیم نمودند. این دوست کوچک در آن زمان در دانشگاه ملی‌ دانشجو بودم و هنوز با گذشت این سالیان غم عدم تجلیل از این استاد بزرگ در رسانه ضدّ فرهنگی‌ صدا و سیما از خاطرم نرفته است و همیشه آزارم میدهد.


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1248
نویسنده : avayehonarmandan

هنرتقریبابه سالمندی انسان است .هنر شکلی از کار بوده و مختص - انسان.

هنر تلاش انسان است برای بروز احساسات ؛ و به لطف هنر ملیت ها وتمدنهای مختلف شکل گرفته است.ابتدا طبیعت الهام بخش هنر برای

بروز خلاقیت هایش بوده است.

هنر بعد از کشف واقعییات بسوی خیال(انتزاع) میرود.و طبیعت را در گوشه ای رها می کند و از رنگ و فرم غیر طبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می جوید.

گاهی اوقات هنرواقعی (رئال) با انتزاع (ابستره)پیوند می خورد و با بهره گیری از طبیعت در کنارهم تکنیکی نوین با استفاده از قابلیت های

موجود دنیا مدرن شکل می گیرد .

این دو واژه متضاد درکنار هم به خلق هنری که انسان را به فرا واقعیت

وانتزاع سوق می دهد منجر میشود چه در نقاشی ،شعر،هنرهای تجسمی

و…….


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1150
نویسنده : avayehonarmandan


هاتف اصفهانی » دیوان اشعار

ای فدای تو هم دل و هم جان
وی نثار رهت هم این و هم آن
دل فدای تو، چون تویی دلبر
جان نثار تو، چون تویی جانان
دل رهاندن زدست تو مشکل
جان فشاندن به پای تو آسان
راه وصل تو، راه پرآسیب
درد عشق تو، درد بی‌درمان
بندگانیم جان و دل بر کف
چشم بر حکم و گوش بر فرمان
گر سر صلح داری، اینک دل
ور سر جنگ داری، اینک جان
دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق
هر طرف می‌شتافتم حیران
آخر کار، شوق دیدارم
سوی دیر مغان کشید عنان
چشم بد دور، خلوتی دیدم
روشن از نور حق، نه از نیران
هر طرف دیدم آتشی کان شب
دید در طور موسی عمران
پیری آنجا به آتش افروزی
به ادب گرد پیر مغبچگان

 


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1153
نویسنده : avayehonarmandan

هوشنگ ابتهاج در اسفند 1306 در رشت متولد شد.پدرش از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس

بیمارستان پورسینای رشت بود.هوشنگ در جوانی عاشق دختری به نام گالیا شد وهمین عشق باعث

سرودن اشعار عاشقانه شد ابتدا از شاگردان نیما بود وسپس به غزلسرائی روی آورد .گفته میشود

که بعد از حافظ او بهترین غزلسرا است.از آثارش سراب در قالب چهارپاره با مضمونی از تغزل

همراه است.سیاه مشق اثر دوم اوکه شامل بهترین غزلیات آن دوره محسوب میشود. شبگیر که اشعار

اجتماعی است وچند برگ از یلدا که روش نوینی را در شعر نو گشود.ضمنا او در زمینه موسیقی ایرانی برجسته بود و مدتی نیز مسئول برنامه گلها در رادیو بود.و خوانندگانی  از اشعا ر او استفاده

کرده اند.


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1145
نویسنده : avayehonarmandan

زندگی و شعر «لنگستن هیوز»
شاعر سیاهپوست آمریکایی (1967-1902)
*لنگستن هیوز نامی ترین شاعر سیاهپوست آمریکایی است با اعتباری جهانی، به سال 1902 در چاپلین (ایالت میسوری) به دنیا آمد و به سال 1967 در هارلم (محله سیاهپوستان نیویورک) به خاطره پیوست.
*نوزده ساله بود که نخستین شعرش در مجله بحران به چاپ رسید. شعری کوتاه به نام «سیاه از رودخانه ها سخن می گوید»
*زمینه اصلی آثار هیوز دانستگی نژادی است و اشعار و نوشته هایش بیشتر از هارلم، مناطق جنوب، تبعیضات نژادی، احساس غربت و در همان حال از غرور و نخوت سیاهان سخن می گوید؛ اما اصیل ترین کوشش وی از میان بردن تعمیم های نادرست و برداشت های قالبی مربوط به سیاهان بود که نخست از سفیدپوستان نشأت می گرفت و آنگاه بر زبان سیاه پوستان جاری می شد.
*لنگستن هیوز سراسر زندگی پربارش را وقف خدمت به سیاهان و بیان زیر و بم زندگی آنان کرد. پیوسته به تربیت و شناساندن شاعران و نویسندگان جامعه سیاهپوستان کوشید.
*در شمار برجسته ترین و صاحب نفوذترین رهبران فرهنگ سیاهان در آمریکا به شمار می آمد. در رنسانس هارلم نقش اساسی را ایفا کرد و به حق ملک الشعرای هارلم خوانده شد. هر چند بسیارند کسانی که او را ملک الشعرای سیاهان می شناسند.
*لنگستن هیوز تحصیلاتش را در دانشگاه پنسیلوانیا، جایی که اولین رمانش «بی خنده نه» را نوشت پی گرفت. 12 مجموعه از اشعارش در زمان حیاتش به چاپ رسید. مشهورترین کتاب او «پلنگ سیاه و تازیانه» است که جوایز بسیاری را نصیب او کرد.
«برگرفته از کتاب «همچون کوچه ئی  بی انتها- ترجمه و تألیف احمد شاملو»، این مقدمه عیناً در کتاب «عاشقانه هایی برای عشق، صلح و آزادی» گزیده و ترجمه فریده حسن زاده نیز چاپ شده است»


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1071
نویسنده : avayehonarmandan

منوچهر آتشي ـ شاعر و مترجم - دوم مهرماه سال 1310 در دهرود دشتستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در بوشهر به پايان رسانيد و به خدمت دولت درآمد. مدتي آموزگار فرهنگ بود و سپس در سال 1339 به تهران آمد و در دانشسراي عالي، به تحصيل پرداخت. او در مقطع كارشناسي رشته‌ي زبان وادبيات انگليسي، فارغ‌التحصيل شد و در دبيرستان‌هاي قزوين، به امر دبيري پرداخت. آتشي از سال 1333 انتشار شعرهايش را شروع كرد و در فاصله‌ي چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآيد. نخستين مجموعه‌ي شعر او با عنوان "آهنگ ديگر" در سال 1339 در تهران چاپ شد و پس از اين مجموعه، دو مجموعه ديگر با نام‌هاي "آواز خاك" (تهران، 1347) و "ديدار در فلق" (تهران 1348) از او انتشار يافت. در این یادنامه بخوانید:همه چیز درباره آتشی و معروفترین آثار او / آتشی در گفتگوی روز با شمس لنگرودی / برگزیده اشعار منوچهر آتشی / ترجمه شعری از آتشی / سوگنامه آتشی / پیام های تسلیت به مناسبت درگذشت آتشی / آخرین عکس ها و خاطره ها و ....


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 863
نویسنده : avayehonarmandan
در آستانه بیست و چهارم شهریور ماه 1391 خورشیدی و فرارسیدن سیزدهمین سالگرد فوت استاد بزرگ زبان و ادبیات پارسی، جناب استاد عبدالحسین زرین کوب هستیم. به راستی که استاد زرین کوب در احیای زبان و ادبیات کهن پارسی نقش بسزایی داشتند و برای احیای این میراث ارزشمند از هیچ تلاشی دریغ نکردند.تالیفات ارزشمند این بزرگمرد گواه همه چیز است.{یاد این استاد فرهیخته گرامی باد} --------------------------------------------------------------------------------------------------*بیوگرافی استاد: جناب دکتر عبدالحسین زرین کوب در سال 27 اسفند 1301 هجری شمسی در بروجرد دیده به جهان گشود . دکتر زرین کوب تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد .سپس در کنار تحصیل در دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متشرع و دیندار بود ،اوقات فراغت را صرف فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود ،و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب،به شعر عربی هم علاقمند شد .گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد ،و او آن را در مطالعه نگرفته باشد .به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران رفت. اما این رشته ادبی را برگزید و در سال 1319 تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد،و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلا نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور ،رتبه دوم را به دست آورد.با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 1320 ،دکتر عبدالحسین زرین کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد.با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود،اما به الزام پدر ،ناچار به ترک تهران شد . در همان ایام ،استاد علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت ،از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد ،اظهار تاسف کرده بود. سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او ر ا به دانشگاه کشاند .در سال 1324 ،پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول ،و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود ،وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر ،عبدالحسین زرین کوب در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد،و سال بعد وارد دوره دکتری رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و درسال 1334 از رساله دکتری خود با عنوان (نقد الشعر ،تاریخ و اصول آن) که زیر نظر استاد بدیع الزمان فروزانفر تالیف شده بود با موفقیت دفاع کرد .
دکتر زرین کوب در سال 1330 درکنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی ،محمد معین،پرویزناتل خانلری ،غلامحسین صدیقی و عباس زریاب ،برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایره المعارف اسلام ،دعوت شد .
دکتر زرین کوب در ایام تحصیل در تهران ،چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی به پرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه ،آشنایی بیشتر یافت .از همان روزگار با فلسفه های معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی ،فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی ،با کمک بعضی از صاحب منصبان ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سرمی بردند،به آموزش این دوزبان پراخت .در سال 1323 نخستین کتاب او به نام (فلسفه ،شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری درایران) در بروجرد منتشر شد ،در حالی که در این هنگام ،حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت .
دکتر زرین کوب پس از آنکه به الزام پدر دانشکده حقوق را ترک گفت ،به زادگاه خود بازگشت ،و در خرم آباد و بعددر بروجرد به کار معلمی پرداخت ،کاری که به تدریج علاقه جدی بدان پیدا کرد .در دوران معلمی ،از تاریخ و جغرافیا وادبیات فارسی گرفته تا عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات ،همه را تدریس کرد .دکتر زرین کوب پس از اخذ درجه دکترا ،از سوی استاد فروزانفر ،برای تدریس دردانشکده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 یا رتبه دانشیاری ،کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام ،تاریخ ادیان ،تاریخ کلام و مجادلات فرق ،تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت .پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (1339 ش ) دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ،ودوره دکترا ادبیات فارسی دانشگاه تهران و در دانشکده هنرهای دراماتیک به افاضه پرداخت.در سالهای 1347 تا سال 1349 در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کا لیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد .
دکتر زرین کوب در 24شهریور 1378 به دلیل بیماریهای قلب و چشم و در تهران چهره در نقاب خاک کشیدند.{روحشان شاد باد}

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 1159
نویسنده : avayehonarmandan

 

موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بس

یار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت.
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود.
زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید :
- آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت :
- بله، شما چه عقیده ای دارید؟
- من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت:
«همسر تو گوژپشت خواهد بود»
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن»
فرمتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید.
او سال های سال همسر فداكار موسی مندلسون بود.


تاریخ : چهارشنبه 13 آذر 1392
بازدید : 885
نویسنده : avayehonarmandan

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم ،دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش ،روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آواز‌های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

- آواز ابوعطا ، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم )

- آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور ، (درجه سوم)
- آواز افشاری ، متعلق به دستگاه شور، ( درجه چهارم)
- آواز دشتی ، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
- آواز بیات اصفهان ، متعلق به دستگاه همایون ، ( درجه چهارم)

Top of Form

موسیقی ایران، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.

ردیف

موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو است
اد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زندیه و اوایل سلسلهٔ قاجاریه آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابولحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود - و... می‌باشند. و هم اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

تعداد صفحات : 124


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران