عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 05 مهر 1394
بازدید : 626
نویسنده : avayehonarmandan

Babak Kian

عاقبت یک شب تو را من در بغل خواهم گرفت

از لبانت کم کمک ، شهد و عسل ، خواهم گرفت

تا بخوانم من برایت تا سحر ، ده ها غزل

از نگاهت سوژه ی ده ها غزل ، خواهم گرفت

جای لب های تو خواهد ماند ، بر لب های من

شک نکن یک بوسه چون ضرب المثل ، خواهم گرفت

بعد از آن بوسه به چشمانت نظر خواهم فکند

برق چشمان تو را ، عکس العمل ، خواهم گرفت

یا خودت اقدام عاجل میکنی در بوس بعد

یا خودِ من بعد ِ یک ضرب العجل ، خواهم گرفت

صبر اگر باشد عقیق سرخ گردد ، سنگ سرد

من صبورم ، بوسه ام را بی جدل ، خواهم گرفت

گرچـه با تو صادقــم امروز ، گر لازم شود

از تو من یک بله با مکر و دغل، خواهم گرفت

عمر اگر چه تنگ و دلسنگ است این دادار دهر

مطمئنم سهم خود قبل از اجل ، خواهم گرفت

با دل سنگ فلک حتی اگر پایم شکست

لنگ لنگان شانه ات با پای شل ، خواهم گرفت

دور گردون گر بهم ریزد ، به تو خواهم رسید

سیل باشد یا که زلزال وگسل ، خواهم گرفت

داد مارا گر ندادی ، داد خواهی میکنم

داد خود از لاهه بین الملل ، خواهم گرفت

عمر خود را من ، به پای عشق قربان کرده ام

شاهد این ادعا ، اهل محل ، خواهم گرفت

خالق یکتا اگر با بنده همراهی نکرد

بعد از این من دست به دامان هـُـبَل ، خواهم گرفت

گرچه امروز این گرفتنها فقط حرف و هواست

عاقبت کام دلم را در عمل ، خواهم گرفت



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران