عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 02 بهمن 1392
بازدید : 683
نویسنده : avayehonarmandan

بر شانه هایت دست می کشم
تا 
دوباره 
دستانت روی شانه ام بنشیند
و مرا
در آغوش بگیری
تو باشی 
تمام پنجره ها به نور باز می شوند
و دست هایت
اتفاق خوب فردا هاست
این شانه ها خالیست
این شانه ها در انتظار دو انگشت مهربانت
درد نجوا می کند
برمن ببار
ای خوب همیشگی من
حواسم به توست
تا مثل همیشه اشاره کنی
من منتظرم
منتظر اتفاق خوب بودنت
مثل معجزه
چقدر دلم برایت گوشه می گیرد

ندا فضـــــــــــلی



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران