عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 17 آذر 1392
بازدید : 1013
نویسنده : avayehonarmandan

مولانا محمدباقر میرحسینی فِندِرسکی مشهور به میرفندرسکی (حدود ۱۰۱۹-۹۴۲ه.خ./۱۰۵۰-۹۷۰ه.ق./۱۶۴۰-۱۵۶۳م.)، حکیم و دانشمند دوره صفوی است. نیاکان او از سادات بزرگ استرآباد و از نوادگان موسی کاظم بودند [۱] و جد وی به نام «میرصدرالدین» در روستای فندرسک استرآباد صاحب زمین بود و پس از تاجگذاری شاه عباس یکم (۹۹۶ ه.ق.) به دربار او پیوست. پدرش میرزابیک نیز در دستگاه شاه عباس خدمت می‌کرده است و مورد احترام بوده است.

ابوالقاسم مقدمات علوم را در استرآباد فراگرفت، ولی بعداً برای تحصیل به قزوین وسپس اصفهان رفت و نزد که از شاگردان بود به تحصیل فلسفه و علوم دیگر پرداخت. اما بعداً به خاطر اینکه محیط فکری و علمی آن روزگار با روحیه آزادی‌طلب و تقلیدناپذیر او سازگاری نداشت، مانند استادش چلبی‌بیک تبریزی و بسیاری دیگر از اهل علم و ادب و عرفان و هنر عازم هندوستان - که دارای محیطی آزاد و به دور از تعصب بود - شد.

میرفندرسکی از معاصران میرداماد و شیخ بهایی بوده است و چندین تن از مدرسان حکمت معروف آن دوره، مانند ، محمدباقر سبزواری، ، و از شاگردان او بوده‌اند.

حکایاتی درباره تیزهوشی، بلندمرتبگی، و بی پروایی او در پاسخ گفتن به خرده‌گیریهای حاکمان و شاهان نقل کرده‌اند، که نشاندهنده دقت نظر، نیروی ذهن، شجاعت اخلاقی، وارستگی و آزادمنشی اوست.

مقبره او در تخت فولاد، (تکیه میر فندرسکی) از آثار تاریخی است.

اِبْن ِرَبَّن طَبری، با عنوان کامل ابوالحسن علی بن سهل، پزشک بزرگ ایرانی سده (۹ میلادی)است.

محتویات

از تاریخ تولد و درگذشت،، نام دقیق او و پدرش اطلاعات درستی در دسترس نیست ولی زادگاه او در آمل بوده و مهم‌ترین اطلاعاتی که دربارهٔ زندگی او در دست است، اطلاعاتی است که خود در کتاب‌هایش آورده‌است.

به سبب همزمانی او با متوکل عباسی می‌توان گفت که وی تا اواخر نیمه اول زنده بوده‌است. عده‌ای با توجه به اینکه «ربن» و «راب» از القاب روحانیون یهود است، او را یهودی انگاشته‌اند.[۱] برخی نیز او را در ابتدا زرتشتی دانسته‌اند.[۲] در حالی که خود در کتاب «الدین و الدولة» آورده‌است که ابتدا اسلامی و معانی قرآنی به اسلام گرویده‌است.

 



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران