من مانده ام و تنهایی که خدا بود! **** همه خوبیم! من، پنجره، اطلسی ها ، حتی آینه تنها گاه و بی گاه فنجان سراغ شهد لبانت از من می گیرد. **** دیگر به آسمان هم اعتمادی نیست خودم می آیم سراغت از ماه می گیرم!
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)