"لبخند"چه آرام گوشه ی لبانش سر برگریبان نهاده است! ...ونگاهش آرام اما بارانیست گویا که غم به پادشاهی رسیده است! ...دراین سکوت چه آوازقشنگی درحال نواختن است صدای قلب مادر که میخواند دعای عاقبت بخیری را...
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)