عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
بازدید : 1100
نویسنده : avayehonarmandan
وسوسه ات مثل معتادي رو به بهبودي
تسخيرم كرده است
خيالت حافظيه را قدم ميزند
عطر يادت بهارنج ها را مست كرده است
تو را بدون مرز دوست دارم
تو را بدون تعصبي ناموسي
تو را بي بغض
تو را بي اندوه
تو را بي طوفاني چشمهات
تو را حتي همين حالا كه نيستي
تو را حتي همين حالا كه نميداني چقدر جايت خاليست
نگاه كن
هنوز دست هام تو را مي لرزند
شعرهام تو را مي رقصند
نگاه كن
تنها ، نگاه


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران