سمبل پریشان حالی است چشمه در سرزمینی مهجور . آب نماد ادراک است در وادی دل . چشمان تشنه دستان ملتمس بیداد می کند شوق در اندیشه های دور . بیدار است شهروجود دیدگان را نور میزند تماشایی ست قطرات باران در انحنای بی پایان سراب در پناه دستان
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)