شناور است قایق چشمان بادبان رها ماند سیل جریان یافت بی درنگ . سیل بندها شکست . اختیار از کف رفت . دستان ناتوان گشته و ناچار بازماند از تمرد فرمان ! تسلیم گشت عقل کوله بار بست از وادی ادراک
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)