این جملات، که حدودا 400 جمله هستند،ساخته و پرداخته ذهن خودم بر اساس تجربیات و آنچه که حس کرده ام می باشد. معمولا سر کلاسهایم این جملات را می خوانم و توضیح می دهم.
فاصله تولد تا مرگ گل، بسیار اندک است، اما سراسر، لطافت و زیبایی است.
صداقت، یعنی اینکه، دلت و زبانت، دو روی یک سکه باشد.
اگر کسی با زبانش به تو دروغ گفت، خوب به چشمانش، نگاه کن.
کسی که به خودش کلک می زند، هم احمق است ، هم کلاه بردار.
دریای طمع، ساحل ندارد.
سفره قضا و قدر، پهن است با دسر اراده.
گاهی جهت آرامش اعصاب، پاهایم را در نهر صبر فرو می کنم.
گلی که در صحرا می روید، مقاومتش بیشتر از گلی است که در باغ می روید.
بهترین مدی که دوست دارم، مد چروک دستان مادرم می باشد.
هر شب به تماشای دیوار چین پیشانی پدرم می نشینم.
غواص دریای سکوت، مروارید صید می کند.
دستهایمرا به دعا برداشتم، اما حیف که پاهایم در کفش گناه بود.
آن کس که عینک سبز به چشمانش میزند، همه فصلها را بهار می بیند.
دروغ راست، بهتر است از راست دروغ.
بهترین عمل پیوند، پیوند خوبی هاست.
صاف بودن خوب است، ساده بودن نه.
از کویر انتقام به گلستان بخشش، پا بگذاریم.
جواز ساخت خودم را صادر کرده ام.
پند گرفتن، سبد اشتباهات را خالی می کند.
لگام نفست را محکم بکش تا از زین نجابت زمین نخوری.
دریای جهل، آدم های خوب و بد را با هم غرق می کند.
پس از زمستان دانش، بهار جهالت فرا می رسد.
دانش کوه است و جهل، دره.
آدمی که مشورت می کند، قهرمان دوی با مانع است.
بعصی ها حرفشان با عملشان. کشتی می گیرد.
حرف بیهوده، نشخوار گاو است.
آدم منصف، شنیده هایش را قضاوت نمی کند.
دلم خانه مجردی است که تنها ساکنش، خداست.
وای از آن روزی که قانون، طناب دار بی پناهان شود.
اگر کسی از خطایت گذشت، آن را تکرار نکن.
چشم و هم چشمی یعنی رعایت نکردن تابلوی سبفت ممنوع در زندگی.
خواهی نشوی رسوا، همرنگ حقیقت شو.
تنهایی با بی کسی فرق دارد، تنهایی را خودمان رقم می زنیم اما بی کسی، تقدیر سرنوشت است.