عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 27 آبان 1392
بازدید : 1065
نویسنده : avayehonarmandan

شعر "هـَــمینـْـــ اِمشَــبـــْـ فقطــ" از شاعر "آفرین ولی پور(نرگس)"

امشب به دست باد از هرجا عبور می کنم
امشب چراغ یاد را با اشکِ درسا، می زنم

امشب به روی آسمان، لبخندِ مستی می زنم
امشب گل و نور و صدا با خنده ام "ها" می زنم

امشب پسِ هر پرده ای نوری گذر خواهد نمود
امشب به روی بامها مهتاب، مهسا می زنم

امشب برای کودکم لالایی لالایی کنم
امشب دو زلف مخملی از شانه اش تا می زنم

امشب اگر یاری کند دست خدا، دست ولی
امشب دوباره شعر را پر شور و غوغا می زنم

امشب چراغ مهر را با دست خود روشن کنم
امشب پلی تا محضرِ عِقد ثریا می زنم

امشب خبر خواهد شدن، شبنم به روی برگ گل
امشب برای دوستیْ برگ گلی تا می زنم

امشب گل آلاله ای در سینه ام جا می دهم
امشب ز بوی عطر آن سرمست و شیدا می زنم

امشب پسِ دیوار شب غرق سرور می شوم
امشب در این کلبه گهی پنهان و پیدا می زنم

امشب کجا خواهی شدن با بغض سرد کودکی ؟
امشب من آن بغض تو را با خنده ای وا می زنم

امشب هزاران آفرین گویم به هر جنبنده ای
امشب برای مرحمت از لطف او یا می زنم

امشب ز دست حادثه آهو صفت بینی مرا
امشب از این دام بلا، دامی به هر پا می زنم

امشب اگر با من شوی، هر لحظه ات عمری شود
امشب مـــرو بــا دیــگـری، حرفِ تـمـنـــا می زنم

امشب مگر برقی در آن آوای ناز تو شکفت ؟
کز بوی خوب خاطرش عطری به دنیا می زنم



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران