شعر "به سوی تـــو می آیم" از شاعر "آفرین ولی پور(نرگس)"
می خواهم سرعتم را کم کنم زندگی امروزی...حیاتی بی توازن به هر چه می رسیم، دیگر نمی خواهیمش ! با سرعت می دویم عجله داریم... تلاشی بیهوده، که انرژی ما را ذوب می کند آرامتر برویم صبور تر... مطمئن تر زندگی کنیم با دستهای پر به او برسیم با کوله باری از نیکی ها کوله مان را با حباب پر نکنیم مثل آقا گرگه ی قصه ی خاله بزی که خودش را فریفت و هرگز نفهمید روی دایره ای زندگی می کند که به خودش می رسد !
پ.ن : از هر دستی بدهی از همان دست می گیری !
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)