عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
؟
تاریخ : دوشنبه 17 شهریور 1393
بازدید : 552
نویسنده : avayehonarmandan


این ترانه گواهیِ فوته، شاعرِ متن پیشِ رو مُرده
بس‌که هِی خواب دیده بیداره، بس‌که رؤیاشو بالا آورده

این شبیه دعای قبل از مرگ، این شروعِ یه اختتامیه‌س
شکلِ آژیرِ قرمزه حرفام، تف به تسلیم، تف به آتش‌بس

ایدز داره فرشته‌ی الهام، تن واژه کزاز می‌گیره
یه سگِ هار توی لپ تاپه، دستای شعرو گاز می‌گیره

روی مغزم اسید پاشیدن، نفسای مسیح بو می‌ده
دیگه هر حرفِ با پدر مادر، مزه ی شاشِ بازجو می‌ده

تنها هورا کشیدن آزاده: هایل هیتلر! هیتلرِ قدیس!
زنده باد اجتماعِ میلیونی! زنده باد کیک! زنده باد ساندیس!

کانگوروها تو کیسه‌شون گرگه، مامِ میهن سزارین می‌شه
سوسکا به ریش کافکا می‌خندن، دختری هفت ساله زن می‌شه

من به زخمام دخیل می‌بندم، باورم نیست که زمین صافه
مرده‌شورم نمی‌بره دیگه، پاپ بی‌خود خداشو می‌لافه

آرزوهامو ارث می‌ذارم، واسه نسلی که شاملو خونده
یه کلیسا نشون بده که تنِ صدتا گالیله رُ نسوزونده

گول این چشم منجمد رُ نخور! دستای من هنوز هم مُشتن
خوش خیالن اونا که فکر کردن با قپانی ترانه‌مو کشتن

برای مرگِ اون که با لب‌خند کتکم می‌زنه عزادارم
من هنوزم به مرگ مشکوکم، من هنوزم تو گور بیدارم... //

*از مجموعه ترانه «رانندگی در مستی» / زخمه 2010



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران