عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392
بازدید : 921
نویسنده : avayehonarmandan

آواي دل
=========
ميروي اي جان جانان ، تا كجا با ساز دل؟
باز هم شعر تـــــــــــــو و درد من و آواز دل 

تا كبوتر با كبوتر رقص دل آغاز كـــرد 
در هواي ديدن تو ، بـاز هم پرواز دل

لحظه هايم را غزل پرداز كردي اي رفيق 
مژده اي آور برايم ، بـــــــــــاز از آغاز دل

باز باران ، ساقه ي احساس ما را خيس كرد
بر فراز موج موهــــــــــــــــــاي تو ، بارانداز دل

سوختم از آتش تو ، باده ي تلخم دهيـــد
بارها گيرم سراغت را ، من از طنــــــاز دل

من به يك لبخند زيبـــا ، از لب تو قانعم
من بلطف طعم لبهايت ، كنم اعجاز دل

يكطرف سوداي ما و يكطرف هرم لبت
با تنفس در هواي تو ، كنم ابـــراز دل

من کجا و جرئت بوسیدن خــــــال لبت
يك سبد لبخند خواهم ، قافيه پرداز دل

اين سخن پايان ندارد ، گويي آواي دل ست 
همنواي بلبلان شد ، باز هم شهنـــــــاز دل

باز ميرقصد نگاهم ، در هـــــــــواي ديدنت
گوئيا "ياس خيال "م ، پر شد از اعجاز دل 

" ياس خيال "

 



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران