عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
کوچ را از نگاه تو
آغاز کردم
که تکرار طلوعِ جاریست،
و چشمه سارش
شکستنِ بغض های منجمد
Your look made me
to migrate
To be repeated in sunrise!!
and the springs of it
Caused me broke down and
sobbed
گاهی بايد آدم های اطرافت رو کنار بگذاری ...
بعضی ها رو برای يک ساعت
و بعضی ها رو برای هميشه !
بهومیل هرابال
میخواهم اقلا یک نفر باشد که من
با او از همه چیز همانطور حرف بزنم
که با خودم حرف میزنم .
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﻣﯿﺸﮑﺎﻓﺘﻢ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﻝ ﻋﺼﯿﺎﻧﮕﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ! ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﻣﯿﺨﮑﻮﺑﺖ عمدی ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻡ . ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ در نیامد ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ از غفلت خاطر تو که ندید ﮐﺎﺳﺘﻦ ﺟﺎن ﺭﺍ شمع وجود ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﻫﺮﺷﺐ ﺑﺮ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﺷﻌﺮ
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید