عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 19 فروردین 1393
بازدید : 559
نویسنده : avayehonarmandan

 

با اتوبوس 
شمال را سوار شو....
به خیالات یک مرد
که رودخانه
ماهی
و خزه را 
می فهمد
آواز را
چند ثانیه در آب،حبس
و کوه را به دریا وصله....اما...
این هوای ناب را از ریه اش دریغ می کند
با اتوبوس
شمال را
پیاده شو
که بهار
در دستان تو جا مانده است
بیا که گلهای همیشه بهار
فاتحه ی این لاشه ی در هم را خوانده اند
بیا که بهار
رنگ و بوی تو را بگیرد
بیا که دوباره
سبز شوم......



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران