فتابی چکید بر خاطراتم مهمانم کرد قطره قطره روشنی تا امروز نگاهش را قاب گرفتم دیوارها رقص در رقص جشن ِ نور را هدیه می دادند جانشینی دیگر برای خدا امیدی دوباره
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)