عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 27 خرداد 1393
بازدید : 490
نویسنده : avayehonarmandan

می رقصد اشک قــــــــــلم
در کوچه و باغهای شعرم
گلبرگ طُرد و نجیب احساسم
پر می شود ازیــاد رنگین تو
صدای پاهایت می آیدعزیزم
از خاکی ترین جادهء انتظار
از ترنم آن پرنده گان مهاجر
که در آسمان قلبم رقصانند
و من با یک قافــلــــه چشم
هر روز نا شکیب و نا صبور
عبور کاروانت را رصد می کنم
بیا می خواهم خیس وعطش آلوده
در عطر افشان نفسهایت بال بزنم
بیا ای کعبهء سیالِ سالهای بیقراری
میخواهم این کبوتران زائر دلم را
بر حرم گیسوانت به پرواز در آرم.

شیر بازو

 



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران