شعر "دوری تو" از شاعر "محسن امیری" طوفان بپا کرد دلم در هوای تو شبانگاه که ماه می رقصد ستارگان سوسو می زنند دریا امواج موجش به ساحل می ارامد نسیم باد زلف سیاهت .... برگونه می رقصاند آه: این رنج من..... از دوری تو... ناله سر می دهد در ظلمت تاریکی شب
مطالب مرتبط با این پست :
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
درباره ما
اگر که سن را عروس بدانیم
و اندیشه را داماد
این زفاف را اویی می شناسد
که حافظ را بستاید
(گوته)